حُـجَّتـــ
توسط موبایل
نهار خوردیم ...........................
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
سراغ کلبه ی ما را کسی جز غم نمی گیرد ، خوشا روزی که غم هم گم کند ویرانه ی ما را
VAHID
دوباره فندک و برف و منو پک سیگار . . . نگاه سرخ منو٬ بی تحرک سیگار از آن شبی که تو رفتی لبان سردم را . . . نشانده ام به لب سرخ و نازک سیگار هنوز «داغ» جدایی به روی دستم هست . . . همان که سوخت پس از تو با نوک سیگار! نه چتر دارم و نه یک کلاه پشمی و نه . . . تمام دلخوشیم فندک و پک سیگار نخواهی آمد و سیگار من تمام شده است! . . . تو فکر مرد دگر٬ من٬ تدارک سیگار...