دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
زن - مجرد
امتیاز: 11962

دنبال‌شدگان

(681 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1075 کاربر)

گروه‌ها

(128 گروه)

بازدید

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤

هـــر رو انــجـآم دادن اســمـش پـــآیـــهـ بودن نیـــس ... خــریــّتــ ه ... ...

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

همه گفتن:#عشقت داره بهت می کنه! گفتم:می دونم! گفتن:این یعنی ندارهاااا! گفتم: می دونم! گفتن:#احمق یه روز میذاره میره میشی ! ... ... ... گفتم:می دونم! گفتند:پس چرا نمی کنی..؟! گفتم:#این ِ که دونم!(واقعا نميدونستم..)

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

بعضیها نیستن !!! وقتی که ، آدم میکنه ” ” شده !

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

شبون خوش....

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

ســـــــــــــــلام به همه....بعد از خيلي وقت باز اومدم....

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

دلم برای خیالت تنگ شده ... او را دیگر با خودت کجا بردی !!!! خیال خام من کو .. !!؟

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

از ما که گذشت... اما، اگر در سرت "هوای خداحافظی" داشتی، از همان ابتدا، "سلامی نکن... لطفا !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

در ساحلی نشسته بودم ناگهان صدایی به من گفت شرط عشق را به جا بیاور و بنویس، گفتم: قلم ندارم! گفت: استخوانت را قلم کن! گفتم: جوهر ندارم! گفت: خونت را جوهر کن! گفتم: کاغذ ندارم! گفت: پوستت را کاغذ کن! گفتم: چه بنویسم؟! گفت: بنویس {عشق من دوستت دارم}

این ارسال را بازنشر کرده است.
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

ازم پرسید به خاطره کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو"، بهش گفتم : "بخاطر هیچکس"پرسید : پس به خاطره چی زنده هستی؟ با اینکه دلم داد میزد "به خاطر دل تو"، با یه بغز غمگین بهش گفتم: "بخاطر هیچی" ازش پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالی که اشک تو چشماش جمع شده بود گفت : به خاطر کسی که به خاطر هیچ زنده است. افسوس که شرط عشق و فراموش کرده بودم!...

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

دختر جوانی آبله سختی گرفت. نامزدش به عیادت او رفت. چند ماه بعد، نامزد وی کور شد. موعد عروسی فرا رسید. مردم می گفتند: چه خوب! عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش هم نابینا باشد. 20 سال بعد از ازدواج، زن از دنیا رفت. مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند.مرد گفت : «من کاری نکردم جز اینکه شرط عشق را به جا آوردم.»

این ارسال را بازنشر کرده است.
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
galoo.jpg ❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

نه اینکه دردی نیست... نه... دیگر گلویی نمانده برای فریاد...

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

مـــــــــــن گـــــــمان میــــــکردم رفـــــــتنت ممـــــــکن نیســـــت..!! رفـــــــــــتنت ممـــــکن شــــــــد...!!!! بــــــــــاورش ممــــکن نیســــت....!!!!!