❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
آن همه خاطرات خوب فقط یادش بخیر؟؟؟؟؟؟؟
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
کوله بارم بر دوش ، سفری باید رفت... سفری بی همراه ، گم شدن تا ته تنهایی محض ، یار تنهایی من با من گفت: هر کجا لرزیدی ، از سفرترسیدی ، تو بگو ، از ته دل من خدا را دارم... شاید این چند سحر فرصت آخر باشد که به مقصد برسیم!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
غریبه... آشنا... قبول داری که هر چه غمگین تر می شویم ، نوشته هایمان دل-نشین تر می شوند؟ (انگار به منِ واقعی مان نزدیک تر شده اند..) و دیگر.. "یک آه"
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
سرد است اما سرما نمیخورم, تو نگران نباش... کلاهی که سرم گذاشتی تا گردنم را گرفته است
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
بیهوده متازید ! مقصد خاک است...........
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی دیگر نفسی برای ماندن درکنار او باقی نخوهد ماند.