#تو آمدی . . . #شعرهایم رنگی شد ! #باد آمد . . . #گیسوانت مست شد ! در گیر و دار خاکستری ابر باران آمد . . . #صورتت خیس شد #خندیدم ! ماندم با تو در #آغوش یک نیمکت چشمانت مکثی کرد #سپیدار رقصی کرد . . . و #برگ ها وزیدند !...
#عاشق هایت را مثل #کانال تلویزیون عوض می کنی و با #افتخار می گویی ، که #عشق برایت این چنین است ! و من می خندم ... به برنامه هایی که هیچکدام ، #ارزش دیدن ندارند!
برایم کـــف زدند در آغوشـ ـم گرفتند تایید و تشویقـــم کردند که آخر فراموشت کـ ـردم دیگر تا ابد بر لـ ـبانم لبخندی تَصنعے مهمان است اما بین خودمان باشد ، هنوز تنها دلبرکم تو هستے !!!(واقعيت اينه)