سخت است حرفت را نفهمند، سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند، حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد.... ... وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ، اشتباهی هم فهمیده اند.
یعنی فقط کافیه تو خونه بفهمن امتحان داری.... اینکه چند سالته یا اینکه دانشجوی ترم آخر کارشناسی یا کارشناسی ارشد هستی مهم نیست! . . . . . . . فقط کافیه یه لحظه از اتاقت بیایی بیرون و بخوای بری توالت میگن کجا؟! مگه تو امتحان نداری؟!!
تا حالا دقت کردین جايي زندگي ميکنيم که هـــرزگي مــُـد ؛ بي آبرويـــي کـــلاس ؛ مستي و دود تفريـــح . دزد بودن و لـــاشخوري و گـــرگ بودن رمز موفقيت !!
دیدین یه وقتها یه خاطره یادتون میاد ناخودآگاه خندتون میگیره ؟ حالا نخند کی بخند فرقی هم نمیکنه کجا باشین سر کلاس یا سر کار و ... امیدوارم لحظه هاتون پر از این خاطرات شیرین باشه
اونایی که از لذت شکلات خوردن چیزی نمی دونن همونایی هستند که اسمارتیز "ام اند امز" رو مشتی میریزن تو دهنشون و مثل نون پنیر می جون و قورت میدن! یه پاکت پاستیل میوه ای رو توی 2 دیقه میبلعن
رفتم نمایشگاه کتاب اومدم برم تو همزمان دو تا پسره هم میخواستن بیان تو از اونا که تو عالم خودشونن روی ششیشه ورودی پوستر فیلم ورود آقایان ممنوع بود یکیشون پوسترو دیده میگه اااا نریو تو ورود آقایان ممنوع. اونیکیم میگه ای بابا حتما روزای فرد آقایون میرن نمایشگاه کتاب دور زدن رفتن منو بگی اینه بادمجون شدم از شدت خنده
یعنی عاشق این بچه مدرسه ای هام که تو مدرسشون مانور مقابله با زلزله میزارن... اخبار داره نشون میده رفتن باهاشون مصاحبه میکنن... دختر خرس گنده خوابیده رو زمین در حال گریه... خبرنگار در حال دویدن به سمت مجروح(!!!) که مثلا هیجان بالا بره!!! خبرنگار: چی شده خانوم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دختره در حال گریه: سر کلاس نشسته بودیم یهو زلزه شد دیوار ریخته رو پام ، پام درد میکنه... ((گریــــــــــــــــــه شدیــــــــــــــــد)) خبرنگار رو به امداد گر: آقا چیکار میتونین واسشون بکنین؟؟؟ امدادگر: ما کمک های اولیه احیا (!!!) رو واسه ایشون انجام دادیم منتظر آمبولانسیم که بیاد انتقالشون بدیم به بیمارستان!!!!!!! مامانم در حال تلویزیون دیدن (باگریه): خــــــــــاک تو سر این خبرنگاره که نمیدونه وقتی طرف درد داره نباید بره باهاش مصاحبه کنه....!!!!!!!!!!! من ، داداشم و بابامگرفتـــــــــــــــــــار شدیم به خداااااااااا
هیچ جاش نکته انحرافی بود
14 سال و 10 ماه و 16 روز و 22 ساعت و 54 دقيقه قبلهمون 2 تا رو هم پاک کنی بهتر هم میشه
چون اصن به مضمون جمله نمیخوره
14 سال و 10 ماه و 16 روز و 22 ساعت و 51 دقيقه قبلباشه
14 سال و 10 ماه و 16 روز و 22 ساعت و 49 دقيقه قبلآفرین
14 سال و 10 ماه و 16 روز و 22 ساعت و 46 دقيقه قبل

14 سال و 10 ماه و 16 روز و 22 ساعت و 43 دقيقه قبل