دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

این پروفایل بدون پست های \\\"کپی پیست\\\" می باشد ! کپی پیست از پست های این پروفایل پیگرد قانونی دارد ! درباره »
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム
مرد
امتیاز: 8487

دنبال‌شدگان

(1932 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(793 کاربر)

گروه‌ها

(48 گروه)

بازدید

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

بلنــــد بخـــوان، درشـــــــــــــــت بـــنـــويــــــــــــــــس، آويـــــــــزه ی گوشـــــــــــــــت کن کـــه : "تــقـــوا" آن نــيــــســـــــــــت کـــه بــا يــــک "تـق" وا بــــرود

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

تا وقتی من نتونم از تو نت پیتزا دانلود کنم با من از پیشرفت تکنولوژی حرف نزنین

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست !

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

زین پس بجای واژه آنتی باکتریال میگوییم ضد چرکولکیال چی بگم والا فارسی رو پاس داشتم دیگه !

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

از تصادف جان سالم به در برده بود و مي گفت زندگي اش را مديون ماشين مدل بالايش است و خــــــــــــــــــــــــدا همچنان لبخند ميزد

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

من نمیدونم این "بچه های مردم" کیه، چیه، چه شکلیه ،شاخ داره، دم داره، تو کدوم سوراخ قایم شده که من نمیبینمش، فقط مامانم میبینتش. همه ش از صبح تا شب میگه از بچه های مردم یاد بگیر..

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

دو روز قبل امتحان: امروز رو استراحت مى کنم.از فردا بکوب شروع مى کنم به درس خوندن ! یک روز قبل امتحان: ﺣﺎﻻ ﻭﻗﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﺩﺍﺭﻳﻢ،ﮐﻮﻭﻭ. . .ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ چیزى نیس درسش آسوونه. شب امتحان: ... واااى چقدر زیااااااده ..نمیرسم همش رو بخوووونم ... باید صبح پاشم بخووونم صبح امتحان: واااااااااى..چراااا من بیدااااااار نشدم..هیچى نخووووندم..هیچى بارم نیس ....خدایا خودت بخیریش کن این یکى رو قول میدم وااااسه بعدى خفن بخوووونم بعد امتحان: این یکى رو هم که گند زدیم...حالا بریم امروز رو استراحت کنیم یه ذره روووحیه ام عوض شه...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

همانا لذتی که در خوردن دوغ آبعلی بود ، در خوردن دوغ سارا و پگاه و ژیلا و مهسا و نگین و ماندانا و رزیتا و ... نیست!

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

اگر یک خطا کردی و هزار دلیل برای آن آوردی ،بدان که هزار و یک خطا کردی.

این ارسال را بازنشر کرده است.
(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

اگر واقعا قدرتمند نیستید حداقل میتوانید مثل افراد قدرتمند رفتار کنید.آنها وقتی هدفی را انتخاب میکنند دو راه بیشتر ندارند.پیروزی یــا مرگ اگر پیروز نشدی و دیدی هنوز زنده ای پس باز هم تلاش کن

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

انسان سه راه دارد: راه اول از اندیشه می‌گذرد، این والاترین راه است. راه دوم از تقلید می‌گذرد، این آسان‌ترین راه است. و راه سوم از تجربه می‌گذرد، این تلخ‌ترین راه است.

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

دقت کردین بعضی موقه ها از خواب پاشی میبینی یه مدل مو خود به خود درست شده که با هزارتا اتو و واکس و ژل مو هم نمیشه درست کرد!!!

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

خدایا ... هرگز کسی را به آنچه که قسمتش نیست ، عادت مده ...!

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
379110_319908294708142_221109874587985_1012013_515358746_n.jpg (-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

نمی دونم کودک آزاری تا کی می خواد تویه این ممل‍کت ادامه داشته باشه ...! الهی بشکنه اون دستی که این نازنین رو اینجوری کرده ...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

دقت کردین مایکل جکسون کفش سیاه با جوراب سفید میپوشید خیلی هم بهش میومد ولی اینجا هرکس کفش سیاه با جوراب سفید بپوشه خیلی جواد میشه؟؟! نه؟

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
166902_276476922408950_153854364671207_759634_1665099699_n.jpg (-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

گنجشک با خدا قهر بود… روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد… و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و… خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست. گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست… سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود.. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی. گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود. خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت , های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد...