Mehdi I
نگاه آفتاب که به زمین افتاد زمین رنگش پرید
Mehdi I
تورا از کبوتران صبحگاهیت می شناسم
Mehdi I
سلام صبح بخیر به همه شاد باشید
Mehdi I
کاش می شد تنهایی را قسمت کرد
Mehdi I
سلام مجدد من اومدم بااااااااااااااااااااااااااااااازززززززززززززز
Mehdi I
من برم آماده شم برای نهار شرکت فعلا همه بای
Mehdi I
میگم امروز منم بد بیکارم ها
Mehdi I
شرمنده تو ام که صدایت سرخم میکند و نگاهم را میدزد
Mehdi I
آقا مثل اینکه بچه ها همه رفتن من برم یک چایی بزنم بیام !!!!!!!!!!!!۱
Mehdi I
سوتی اونه که تو نمایش گاه تخصصی ایردکس دم یک آینه شلوارتو درست کنی بعد ببینی شیشه رفلکس سالن کنفرانسه !!!!!!!!!
Mehdi I
آقا امروز بحث بحثه سوتی است بنویسد همه شاد شیم
Mehdi I
حس می کردم چه کلاس خسته کننده ای و چه ربطی داره به رشته ما چه نظام آموزشی مذخرفی اگه ۴ بار غیبت نداشتم سر این کلاس نمی امدم . با همین خیالات بود که وقتی آمدم بیرون فهمیدم که چه سوتی های بزرگی دادم 1-شماره کلاس رو با درس اشتباه گرفتم2-یک ساعت نیم سر کلاس بچه های معدن بودم 3- ساعت ۶ راه افتادم برم دانشگاه از خواب زدم 4-اون کلاسی که باید می رفتم به دلیل غیبت زیاد حذفم کرده !!!
Mehdi I
حس می کردم چه کلاس خسته کننده ای و چه ربطی داره به رشته ما چه نظام آموزشی مذخرفی اگه ۴ بار غیبت نداشتم سر این کلاس نمی امدم . با همین خیالات بود که وقتی آمدم بیرون فهمیدم که چه سوتی های بزرگی دادم 1-شماره کلاس رو با درس اشتباه گرفتم2-یک ساعت نیم سر کلاس بچه های معدن بودم 3- ساعت ۶ راه افتادم برم دانشگاه از خواب زدم 4-اون کلاسی که باید می رفتم به دلیل غیبت زیاد حذفم کرده !!!