Mehdi I
یاد نمک که می افتی همه میگن سم اما من خودم دیدم با لبخند سالخورده ای داد میزد : آی نمک دون !
Mehdi I
من به گوش خود از زبانش سخنانی شنیده ام که مپرس
Mehdi I
از یک شادی کوچک بنویس : مال من وقتی که از خواب پا میشی میبینی تا صبح هنور وقت خواب هست
Mehdi I
شراب سرخ - خون سرخ شباهت من تو در سرخی است
Mehdi I
انقدر خوش آواز مباش که قفسی ات کنند
Mehdi I
کاش به اندازه همه خط خطی های دنیا میشد دوست داشت عشق ورزید
Mehdi I
هر چه بالاتر روی دستیابی به تو سخت میشود . می خواهی ؟
Mehdi I
آنروز که کامل شدی می چینن تو را !
Mehdi I
آب نطلبینده همیشه مراد نیست شاید به قربانگاهت می برند !!!