Mehdi I
داشتم با یکی چت می کردم دیدم جواب نمی ده گفتم چیکار می کنی؟ گفت دارم شام می خورم خیلی با ادب بود با دهن پر چت نمی کرد
Mehdi I
یکی از دو راهی های زندگی وقتی است که نمی دانید در شیشه ای مقابلتان را باید «بکشید» یا «فشار دهید
Mehdi I
مکالمات مادر پسری پسر تو پنج سالگی: مامان دوست دارم مامان: منم دوست دارم عزیزم پسر تو ۱۶ سالگی: مامان جون دوست دارم مامان: برو پی کارت پول ندارم! پسر تو ۲۵ سالگی: مامان جون دوست دارم مامان: حالا بگو کی هست! کجا میشینه؟ کجا دیدیش؟
Mehdi I
از قیافه یارو معلومه مسواک شخصی هم نداره و قیافش شبیه دمپایی جلو بسته توالت می مونه بعد تو اینفو نوشته: من همیشه بهترین ها واسم بوده و هست اگه مال من نشدین قطعا بهترین نبودین
Mehdi I
ته تغاری رو جدی بگیرید، قدرتی داره که پدر خانواده نداره
Mehdi I
داشتم پروژه دانشگاه رو درست می کردم بابام می گه این چیه؟
می گم یه قطعه الکتریکی
می گه کارش چیه؟
می گم توضیحش سخته .
زارت گذاشت زیر گوشم و گفت فکر کردی که اون موقع که سه سالت بود و می پرسیدی بابا من چطور درست شدم توضیحش آسون بود؟ !
Mehdi I
بچه که بودم یه بار مامانم خواست منو تنبیه مدرن کنه، منو تو انباری زندونی کرد منم اون تو شروع کردم به آواز خواندن با صدای بلند. یهو دیدم در باز شد مامانم با لوله جاروبرقی اومد دوباره منو تنبیه سنتی کرد!
Mehdi I
نظافتچی میاد خونمون مامانم قبلش اتاق منو جمع می کنه که زشت نباشه یه وقت!
Mehdi I
دیشب شوهرخالم رفته بود پمپ بنزین، بنزین بزنه، انقد صف طولانی بوده یادش رفته تو صفه، وقتی راه باز شده خوشحال از اینکه از ترافیک فرار کرده گازشو گرفته رفته
Mehdi I
تو جاده شمال داشتیم می رفتیم، یه دفعه یه گاو پرید وسط جاده منم محکم زدم رو ترمز و خیلی شاکی شدم شروع کردم به بوق زدن، دیدم همینجوری وایساده وسط جاده عین بز داره منو نیگا می کنه، یعنی درگیر جذبه ش شده بوم اومدم پیاده شم دیدم گاوه یه نگا به من کرد، یه نگات به تابلوی محل عبور حیوانات، بعد یه سری به نشونه افسوس تکون داد و رفت
Mehdi I
ملت تو دنبالر Love می ترکونَن، ما از این پلاستیک حبابدارا
Mehdi I
وقتی میای صدای پات می پیچه ....................