Mehdi I
گشنه ها دستا بالا مخصوصا اون آقای میگو خور
Mehdi I
سر امد زمستون شکفته بهارون
Mehdi I
لذتی که با XBOX هست با هیچ عشقی قابل مقایسه نیست |!!!! بی صدا با لذت همیشه آماده کم خرج !!!!
Mehdi I
داره صدای آهنگ یه دل میگه برم میاد .....
Mehdi I
مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان بردند و پانزده سال در آنجا هر روز یک قرص نان کامل مجانی خوردم!! "ژان وال ژان - بینوایان''
Mehdi I
ببینم هنوز با یه نی دو تایی خوردن رسمه ؟
Mehdi I
> پیش بابایی می روم و از او > می پرسم: > "ازدواج چیست؟" > بابایی هم گوشم را محکم می پیچاند > و می گوید: > "این فضولی ها به تو نیومده، > هنوز دهنت بوی شیر میده، از این به > بعد هم دیگه توی خیابون با دخترای > همسایه ها لی لی بازی نمی کنی، > ورپریده!" > متوجه حرف های بابایی و ربط آنها > به سوالم نمی شوم، بابایی می پرسد: > "خب حالا واسه چی می خوای بدونی > ازدواج یعنی چی؟!" > در حالی که در چشمهایم اشک جمع شده > است می گویم: > "بابایی بهتر نیست اول دلیل > سوالم رو بپرسید و بعد بکشید؟!" > بابایی با چشمانی غضب آلوده > می گوید: > "نخیر! از اونجایی که من سلطان > خانه هستم و توی یکی از داستان ها > شنیدم سلطان جنگل هم همین کار رو > می کرد و ابتدا می کشید و سپس > تحقیقات می کرد، در نتیجه من همین > روال را ادامه خواهم ..." بابایی > همانطور که داشت حرف می زد یک دفعه > بیهوش روی زمین افتاد، باز هم > مامانی با ملاغه سر بابا رو مورد > هدف قرار داده بود، این روزها > مامان به خاطر تمرین های مستمرش در > روزهای آمادگی اش به سر می بره > و قدرت ضربه و هدفگیری اش خیلی خوب > شده، ملاغه با آنچنان سرعتی
Mehdi I
جالبه با هرکی خودکشی کرده برگشته صبحت میکنی دقیقه آخر پشیمون بوده
Mehdi I
زندگی به همان اندازه ای زیباست که ببینیش اون بیرون هیچی نیست همش تو زهن توست
اره
13 سال و 3 ماه و 5 روز و 22 ساعت و 39 دقيقه قبلکی بریم؟
13 سال و 3 ماه و 5 روز و 22 ساعت و 37 دقيقه قبل10 دقیقه دیگه
13 سال و 3 ماه و 5 روز و 22 ساعت و 35 دقيقه قبلنمیرسم
13 سال و 3 ماه و 5 روز و 22 ساعت و 33 دقيقه قبل
13 سال و 3 ماه و 5 روز و 22 ساعت و 29 دقيقه قبل