Mehdi I
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم... دومین روز بارانی چطور؟ پیش بینی اش کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود... و سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد. و چند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟ که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم. فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم. تنها برو...
Mehdi I
صدای خش خش برگ های خزونی توی گوشم ناله می کرد . آسمون بغش تو پرده ابرهای سیاهش تازه می کرد ( بخون با من بقیشو بارونه بارون ! )
Mehdi I
تو بارون که رفتی دلم زیر و رو شد .......
Mehdi I
عاشق ها بی چتر ، فارغ ها با چتر ، باحالا دست تو دست بریم زیر بارون همه دنبالری ها پیشنهاد من الان دره دارآباد فوق العاده است تو پاییز بارونی موافقید ؟؟؟؟
Mehdi I
سلااااااااااااااااااااااامممممممممممممممممممممممممممم من بازم آمدم
Mehdi I
من برم جلسه بیام جایی نرید ها !
Mehdi I
دل تنگی واقعی وقتی است که تو دلتنگی . اونم دلتنگه اما ارتباط ممکن نیست یعنی نخواهی
Mehdi I
آرامش می خواهی ؟ سر کودکی را نوازش کن
Mehdi I
زیبا تر از دلی شاد کردن هست ؟
Mehdi I
لیدی اند جنتل من . من یهو آمدم : سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااامممممممممممم بر همگی