ladan
بی توایسرو روان با گلوگلشنچهکنم/زلفسنبلچهکشمعارضسوسن چهکنم/آهکهازطعنهبدخواهندیدم رویت/ نیست چون آینه ام روی ز آهن چه کنم/برو ای ناصح وبردردکشانخرده مگیر/ کارفرمای قدر میکند این من چه کنم/مددی گر به چراغی نکند آتش طور/ چاره تیره شب وادی ایمن چه کنم.
ladan
چشمیکه براو گریۀ مستانه زند موج/بحریستکه از گوهر یکدانهزندموج آنتحفهکهآیدبه نظر دانه اشک است/ دریای کرم از پی این دانه زند موج آن راز که در حوصله بحر نگنجد/ تا عرش خدا در دل دیوانه زند موج تا دایره بر دایره سلسله برپاست/ زنجیر تو بر گردن دیوانه زند موج
ladan
بازاكنون منم بي توتنهاي تنها چه كنم چراحرفهايشان چونين است تكليف چيست صداي خدارانميشنوم راه معلوم نيست هزارراه پيش پايم است نميدانم كدامشان مرابه توميرساند نميدانم كدام راه مسيري است كه خدابرايم ساخته برايم مسيريست به وصال تو
ladan
این حال من بی توست دلداده تر از فرهاد شوریده تر از مجنون حسرت به دلی در باد نامه را گر می بری، قاصد! زبانی هم بگو، نامه را آهسته بگشا، دل در او پیچیده است! ما نامه بدو سپرده بودیم او نافه مشک اذفر آورد هرگز نشنیدهام که بادی
ladan
عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد .
ladan
می گویند عشق آن است که به او نرسی... و من می دانم چرا ...! زیرا در روزگار من، کسی نیست که زنانه عاشق شود و مردانه بایستد...
ladan
به من تكيه كن ! من تمام هستی ام را دامنی می كنم تا تو سرت را بر آن بنهی ! تمام روحم را آغوشی مي سازم تا تو درآن از هراس بياسائی ! تمام نيروئی را كه در دوست داشتن دارم دستی می كنم تا چهره و گيسويت را نوازش كند ! تمام بودن خود را زانوئی ميكنم تا بر آن به خواب روی ! خود را , تمام خود را به تو می سپارم تا هر چه بخواهی از آن بياشامی , از آن برگيری , هر چه بخواهی از آن بسازی , هر گونه بخواهی باشم ! از اين لحظه مرا داشته باش!
شجریان
همايون خان فرزنداستاد مهربان
ladan
حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ای! گفت یا باد است یا خواب است یا افسانه ای ، گفتمش احوال عمرم را بگو تا عمر چیست؟ گفت یا برق است یا شمع است یا پروانه ای! گفتمش آنانکه میبینی بر او دل بسته اند ، گفت یا کورند یا مستند یا دیوانه ای.
خوش اومدی...
14 سال و 3 ماه و 27 روز و 6 ساعت و 52 دقيقه قبل