leila
خدایــم ؛ من که از کوی تو بیرون نرود پای خیــالم ...
چه بــرانی ، چه بــخوانی ، چه به اوجــم برسانی ، چه به خــاکم بکشانی ...
من نه آنم که بــرنجم ... نه تو آنی که بــرانی .....
leila
جهان ما و هر آنچه در آن است همه تصاویر شبح گونهای هستند از واقعیتی دور که خارج از زمان و مکان بر ما فراتابیده است.
نظریه هولوگرافیک بودن جهان ؛ نه تنها واقعیت های ملموس زندگی ما را در بر می گیرد بلکه می تواند پدیدههای حیرت آوری چون تله پاتی ، نیروهای فرا طبيعی انسان و ... را توضیح دهد.
با خواندن این کتاب با جهانی روبرو می شویم که هر ذره آن ویژگی های کل آن را در خود دارد و به خصوص خواننده ایرانی بسیاری از مفاهیم متافیزیکی را که ریشه در فلسفه و عرفان شرق دارد را در قالب زبانی روشن و علمی باز می شناسد.
میتوانم بگویم که هیچ یک از کارهای سینمایی «داریوش مهرجویی» به اندازه ترجمه ای از او که اخیرا خواندنش را شروع کردم، نتوانسته بود من را تحت تأثیر قرار بدهد!
leila
بسلامتی اون رفیقی که: درد مشترک دارم باهاش حس مشترک دارم باهاش تجربه مشترک دارم باهاش....