من طرح يك لبخند را كشيدم كه هميشه با چشمهاي خيس نگاهش ميكنم من عكس دختري را كشيدم كه بر ديوار طاقتم سنگيني ميكند من چشمهايي را كشيده ام كه خودم را در او ميبينم من زندانم را از سكوت پر كرده ام اينجا نگاه ها حرف ميزند اينجا سكوت بي ريا ترين محاوره است اينجا همه بازتاب تو اند من طرح صورتت را قاب كرده ام تا گوش دهد به اشكهايم بي آنكه از سكوت((امید))م برنجد
راستش را بخواهی از موقعی که رفتی هیچ چیز تغییر نکرده است : - من هنوز قهوه میخورم - سیگار میکشم - پیاده روی می کنم در کل هستم؛ اما - تلخ تر - بیشتر - تنهاتر ...!!!