leila
دم وقتی
يه حس تكرار نشدنی رو
که با يكی تجربه ميكنه
دیگه اون حس رو با کس دیگه ای
نمیتونه تجربه کنه
بعضی حس ها خاص و ناب هستن
مثل بعضی آدما .......!
leila
من اگر اشكي در چشمانت بودم، گريه مي كردم و بر روي صورتت فرود مي آمدم و به گونه هايت آنقدر جاري مي شدم و بوسه مي زدم تا همانجا جان مي سپردم. اما اگر تو قطره ي اشكي در چشمان من بودي، هيچ وقت گريه نمي كردم تا تو را از دست ندهم.
leila
شيشه دل را شكستن را احتياجش سنگ نيست اين دل با نگاهي سرد از هم مي پاشه :
leila
زندگی شوق رسیدن به همان فرداییست که نخواهد امد...! تو در دیروزی... و نه در فردایی…! ظرف امروز پر از بودن توست...! زندگی را دریاب....!!!
leila
باز هم می خندی و من هر چه سعی می کنم کمی از تو دلخور باشم نمی تونم....!
leila
ﻧﻪ ﭼﺘﺮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﻧﻪ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﻧﻪ ﭼﻤﺪﺍﻥ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺷﺪﻡ ! ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﯽﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻣﺴﺎﻓﺮﯼ؟
leila
تو با نیرنگ شمشیر از دست من گرفتی... تو با دروغ مرا به کنج دهلیز فراموشی سوق دادی... تو با ریا مرا به خود عادت دادی و ترکم کردی... ولی من بدون نیرنگ به جای شمشیر قلم برداشتم...و باصداقت؛بر روی تمام دیوار های سلولم بدون ریا نوشتم... آنچه بین من و تو بود عادت نبود...سراسر عشق بود و عشق بود و عشق بود...!!!