مقصود از عرفان، شیوه ای است که قبل از مصطلح شدن "عرفان" وجود داشته و آن نوری است که حق با تجلی خود، در دل دوستان خویش می افکند تا بدان وسیله حق را از باطل باز شناسند، بی آنکه این شناسایی را از کتاب و دفتر و به تعبیری از دانش حصولی بجویند.
بعضی وقتا هست که دوس داری کنارت باشه... محکم بغلت کنه... بذاره اشک بریزی راحت شی.... بعد آروم تو گوشت بگه: " دیوونه من که باهاتم " ! وای خدا چه حس قشنگی
محبت زیادی ، همیشه آدمها را خراب می کند . گاهی آدمها می روند نه برای اینکه دلایل ماندنشان کم شده ... به این دلیل که آنقدر کوچکند که تحمل حجم بالای محبت تو را ندارند ... او که رفتنی ست ، بگذار برود ... چه باک
زندگی مثل پیانو است ، دکمه های سیاه برای غم ها و دکمه های سفید برای شادی ها اما زمانی میتوان آهنگ زیبایی نواخت که دکمه های سفید و سیاه را با هم فشار دهی
به شرط اينكه آموزش پذير باشند
15 سال و 17 روز و 17 ساعت و 49 دقيقه قبل