دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

leila
زن - متاهل
امتیاز: 2827.9

دنبال‌شدگان

(103 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(273 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

leila
leila

از گذشته­ فرار نکنید و آن را بپذیرید. با خود مهربان باشید و اشتباهات و غفلت­ ها را به خودتان ببخشید. نگذارید ظلم و جفای دیگران در گذشته از شما یک قربانی بسازد. در نقش قربانی رفتن گاه برای بعضی می­شود همه ­ی محتوای زندگی شان. سالها در عزای خود می ­نشینند و هیچ چیز هم تغییر نمی­کند. از گذشته فرار نکنید اما در گذشته هم غرق نشوید و در سوگ روزهای خوب از دست رفته ننشینید. هیچ زمانی جذاب­تر از زمان حال نیست.

leila
leila

هیچوقت شخصیت خودت رو برای كسی تشریح نكن چون كسی كه تو رو دوست داشته باشه بهش نیازی نداره و كسی كه ازت بدش بیاد باور نمی كنه. وقتی دائم میگی گرفتارم، هیچ وقت آزاد نمیشی. وقتی دائم میگی وقت ندارم، بعد هیچوقت زمان پیدا نمی كنی. وقتی دائم میگی فردا انجامش میدی، اونوقت فردای تو هیچ وقت نمیاد وقتی صبحا از خواب بیدار میشیم، ما دوتا انتخاب داریم. برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم، یا بیدار شیم و رویاهامون رو دنبال كنیم. انتخاب با شماست... ما كسایی كه به فكرمون هستن رو به گریه می اندازیم. ما گریه می كنیم برای كسایی كه به فكرمون نیستن. و ما به فكر كسایی هستیم كه هیچوقت برامون گریه نمی كنن. این حقیقت زندگیه. عجیبه ولی حقیقت داره. اگه این رو بفهمی، هیچوقت برای تغییر دیر نیست. وقتی تو خوشی و شادی هستی عهد و پیمان نبند. وقتی ناراحتی جواب نده. وقتی عصبانی هستی تصمیم نگیر. دوباره فكر كن..، عاقلانه رفتار كن. زندگی، برگ بودن در مسیر باد نیست، امتحان ریشه هاست.! ریشه هم هرگز اسیر باد نیست. زندگی چون پیچک است، انتهایش میرسد پیش خدا

leila
leila

تنهایی رنج تلخ است ولی وقتی آن را به تنهایی میکشیم تا دوست را به یاری نخوانیم برای او کاری میکنیم و این خود دل را شکیبا میکند طعم توفیق را می چشاند وچه تلخ است لذت را"تنها"بردن و چه بدبختی آزار دهنده ای ست"تنها"خوشبخت بودن در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است. در بهار هر نسیمی که خود را بر چهره ات میزند یاد"تنهایی"را در سرت زنده میکند. "تنها"خوشبخت بودن خوشبختی ای رنج آور و نیمه تمام است. "تنها"بودن,بودنی به نیمه است. و من برای نخستین بار در هستی ام رنج "تنهایی"را احسااااااااااااااااااااااااااااااااااااااس کردم

leila
leila

هرگز قضاوت نكنيد ! مرد جواني به نزد (( ذوالنون مصري)) آمد و شروع كرد به بدگويي از صوفيان . ذوالنون انگشتري را از انگشتش بيرون اورد و به مرد داد و گفت : (( اين انگشتر را به بازار دست فروشان ببر و ببين قيمت ان چقدر است ؟ )) مرد انگشتر را به بازار دستفروشان برد ولي هيچ كس حاضر نشد بيشتر از يك سكه نقره براي ان بپردازد . مرد دوباره نزد ذوالنون آمد و جريان را براي او تعريف كرد . ذوالنون در جواب به مرد گفت : (( حالا انگشتر را به بازار جواهر فروشان ببر و ببين آنجا قيمت ان چقدر است .)) در بازار جواهر فروشان انگشتر را به قيمت هزار سكه طلا مي خريدند . مرد شگفت زده نزد ذوالنون بازگشت و او را از قيمت پيشنهادي بازار جواهرفروشان مطلع ساخت . پس ذوالنون به او گفت : (( دانش و اطلاعات تو از صوفيان به اندازه اطلاعات فروشندگان بازار دست فروشان از اين انگشتر جواهر است . )) قدر زر زرگر شناسد ; قدر گوهر , گوهري ! برگرفته از كتاب اين نيز بگذرد

leila
leila

قوی ترین آدم جهان هم که باشی وقت هایی هست که دستی باید لمس ات کند تنی تن ات را داغ کند و لبی طعم لب ات را بچشد مستقل ترین آدم جهان هم که باشی وقت هایی هست که دلت پر میزند برای کسی که برسد و بخواهد که آرام رانندگی کنی و شام ات را نخورده روی میز نگذاری و بروی مسافرترین آدم دنیا هم دست خطی می خواهد که بنویسد برایش " زود برگرد " طاقت دوری ات را ندارم

leila
leila

قوی ترین آدم جهان هم که باشی وقت هایی هست که دستی باید لمس ات کند تنی تن ات را داغ کند و لبی طعم لب ات را بچشد مستقل ترین آدم جهان هم که باشی وقت هایی هست که دلت پر میزند برای کسی که برسد و بخواهد که آرام رانندگی کنی و شام ات را نخورده روی میز نگذاری و بروی مسافرترین آدم دنیا هم دست خطی می خواهد که بنویسد برایش " زود برگرد " طاقت دوری ات را ندارم

leila
leila

یادش بخیر شیر خشک داداشمو میرفتم پشت در آشپز خونه میخوردم بعد مامانم میگفت بازم شیر خشک بچه‌رو خوردی؟ می‌گفتم: نه!!!! مامان:آره از دور دهنت پیداست

leila
leila

یادش بخیر...... وقتایی که خونه مامانبزرگمینا میموندم کلی حال میکردم،چون بابابزرگم سوپر داشت ومن هم دیگه همش اونجااااااا.یادمه دیگه بعضی وقتا از بس خوراکی میگرفتیم روم نمیشد،میگفتم مامانبزرگ گفته فلان چیزو دلش میخاد میدی ببرم براش؟...بابابزرگه مهربون هم که..... آخه بگو مامانبزرگت دلش شوکوپارس میخواست؟؟؟؟؟!!!!!!

leila
leila

یادش بخیر..... بچه بودیم یه کلمه رو که اشتباه میگفتیم میشد اسباب خنده بقیه........ تازه تو یه جمع هم اصرار میکردن همونو مطرح کنیم..........خوبه که بچه بودیم یه دو سه نفرو خندوندیم لااقل.....

leila
leila

یادم میاد یک بار وقتی بچه بودم در دست شویی را باز کردم و یک سوسک گنده دیدم!انقدر وحشت کردم که از همان جا مثل برق دویدم تا به آشپز خانه برسم!مامانم شسته بود کف آشپز خانه را و هنوز خیس بود.روی سرامیک ها لیز خوردم و مثل همان سوسکه به دیوار چسبیدم!

leila
leila

یادش به خیر بچه که بودم!! با مادر بزرگم رو پشت بوم میخوابیدیم و با ستاره‌ها حرف میزدیم..

leila
leila

اين پفك نمكى هاى مينو يادتونه؟؟! هنوزم روش مينويسه جـــديــد :

leila
leila

از اونجایی که بچه دشت و دمن بودیم ! همیشه خدا تو باغ ول ول میگشتیم ، توی همین گیر و دار زد و گردنبند من گم شد . وقتی اومدیم تو خونه همه نشسته بودن که یهو مامانم گفت : یااااسی گردنبندت کو؟؟؟؟؟ منم به جمعیت نگاه کردم و ی ذره افراد رو بررسی کردم و گفتم : "خاله ازم گرفتش..." بنده خدا خالم زبونش بند اومد یادم میاد که گفت: اوا... خ...ال..ه ... خاک بر..س...ر...م م...ن؟ کی ...؟ ک..جا؟ نه... ب ... خ.. دا... ! من :-) خاله :-l جمعیت :-

leila
leila

بچه که بودم یه بار واسه یه مناسبت پیش یه خیاط رفتیم که واسم دامن بدوزه, منم عاشق دامن های بزرگی بودم که با چرخ زدن کلی میرفت هوا. وقتی دامن دوخته شد تنم کردم و یه چرخ زدم و با نارضایتی گفتم : مامان این که دامنم معلوم نمیشه

leila
leila

یادش بخیر بچه که بودیم با میکرو و آتاری حالی میکردیم که الان با پیشرفته ترین بازیا اون حالو نمیکنیم