دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

leila
زن - متاهل
امتیاز: 2827.9

دنبال‌شدگان

(103 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(273 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

leila
leila

میگم اکسفورد دیکشنری داری ؟ میگه حتما باید مال دانشگاه اکسفورد باشه؟ پ ن پ مال دانشگاه رودهن هم بود ، بود

leila
leila

تو کلاس به شاگردام می گم دو تا دوتا با هم تمرین کنین یکیشون می گه یعنی با هم دیگه؟ میگم په نه په با دیوار .

leila
leila

امروز رفتم دانشگاه، حراست جلوم گرفته میگه: آقا کجا !؟ میگم: اومدم با استادم کار دارم ! میگه: نمی بینی تابلو رو ، امروز زنونه هست . برو فردا بیا که مردونه هست ! ...(خاطرات یک دانشجو در آینده نه چندان دور)

leila
leila

چرا ژاپن درحال پشت سرگذاشتن همه قدرت‌های صنعتی در دنیا است. وی گفت: ژاپن که بودم یه روز دوشنبه رفتم سر کار دیدم تو خیابون پر پلیس و شلوغه؛ وضع غیر عادی بود. یه کم پرس و جو کردم دیدیم یکی خودکشی کرده. البته اینقدر تو ژاپن خودکشی زیاد بود که دیگه خیلی جای تعجب نداشت. پرسیدم: چرا طرف خودکشی کرده؟ فهمیدم طرف مهندس پیمانکار یه ساختمان بوده. قرار بود روز جمعه ساختمان رو طبق قرارداد تحویل صاحبش بده. روز جمعه ساختمان کارش تموم نشده بود مهندس پیمانکار از صاحب ساختمان دو روز شنبه و یکشنبه مهلت میخواد که ساختمان رو ساعت هشت روز دوشنبه اول روز کاری بهش تحویل بده. تو این ۴۸ ساعت مهندس و تیمش هر کاری می‌کنند نمی‌توانند کارهای نیمه تمام ساختمان رو تمام کنند و ساختمان رو آماده تحویل کنند. روز دوشنبه که صاحب ساختمان برای تحویل خونه میاید با جسد حلق آویز شده مهندس پیمانکار مواجه می‌شه. حالا نکته جالب اش می دونی واسه من چی بود؟ این ساختمان فقط نصب پریز برق و نظافتش مونده بود. به دوستان ژاپنی به تعجب می‌گفتم این چه آدمی بود خب چرا خودکشی کرده برای همچین موضوع کوچکی. این دیگه خودکشی نداره که. آنها با دهان

leila
leila

دوستی گفت زندگی یک شوخیست جدی نگیرش ... اما من هرچه نگریستم شوخی در کار نبود اینجا همه چیز واقعی بود!!! مرگ واقعی بود .. ! درد واقعی بود .. ! رنج واقعی بود .. ! زندگی نه تنها برای من شوخی نبود بلکه به شکل هراس انگیزی جدی بود!!! در اینجا تنها چیزی که شوخی بود 2 چیز بود : 1.آزادی 2.عشق @

leila
leila

آخرین بار که به عشق و شور زندگی نهفته در وجود خود اجازه دادید تا بیرون آید و کمی بازیگوشی کند کی بود؟.... آخرین باری که از بازی با بچه هایتان به همان اندازه ی آنها لذت بردید ، کی بود؟ ....آخرین باری که از زنده بودن خود به هیجان آمدید کی بود؟.... نگران نباشید دیگران درباره شما چه فکر می کنند..... به این فکر نکنید که آن چه را دوست دارید...... انجام بدهید چقدر عملی ، مفید ، یا موثر است..... مضحک باشید ، عاشق باشید ، با شور و حال زندگی کنید . ...خودتان باشید....

leila
leila

مریدی در محضر شیخ معمایی مطرح همی کرد که : ” آن چیست که حد و مرزی ندارد ، در لحظه ای از صفر تا بی نهایت و از بی نهایت تا صفر رود و گاهی منفی شود ، شیرین تر از شهد ، خنک تر از یخ ، ملیح تر از نبات است وگر درونش را بشکافی از زهرمار تلخ تر است؟ شیخ فرمودند: بگم، بگم. آن چیز “آمارهای مسئولین” است. از آن تاریخ تنی چند از مریدان گم شده و کماکان هویدا نشده اند.

leila
leila

بدم میاد از اوانایی که ماشین می خرن پلاستیکشو ت ا 10 سال بر نمیدارن !!! لپ تاپ میخرن بعد 2 سال هنوز مشما داره !!! واسه صاحب بعدیش نو نگهش می داری ندید بدید !! ؟؟ اگه بدونی مردم چقدر بهت میخندن !!!

leila
leila

اگه برگردم به دوران مدرسه(اول راهنمایی) قول میدم دیگه از آخر کلاس دیگه با گچ تو سر معلمم نزنم... آخه هنوز هر وقت یادش می افتم جای دستش پشت کله ام درد میگیره...

leila
leila

بزودی: وزارتخانه اختلاس و دارایی!

leila
leila

بیا به آرامش فکر کنیم . به زندگی. به عشق. به زیبایی. به بهشت. به جهنم. به درک. به تو چه. به من چه. برو اعصاب ندارم...

leila
leila

بیا به آرامش فکر کنیم . به زندگی. به عشق. به زیبایی. به بهشت. به جهنم. به درک. به تو چه. به من چه. برو اعصاب ندارم...

leila
leila

چه فرق می کند چه کسی عاشق تر است؟ مسئله اینست که آخره این بازی تو سهم من نیستی....!

leila
leila

پيش از آنكه با كسي پيماني ببنديد، درباره توانايي خود در اجراي آن دمي بينديشيد و سپس پاسخ گوييد.((اُرد بزرگ))

leila
leila

یادش به خیر---- تابستون که میشد ،میرفتم خونه مامان بزرگ . آخ که چقدر دوست داشتم. شبا به عشق این میخوابیدم که صبح مامان بزرگی‌ کنار چایی شیرینم لقمه‌های نون پنیر بذاره... آخ که من چقدر اون لقمه ها‌رو دوست داشتم. انگار ۱ مزه دیگه داشت. وقتی‌ لقمه هامو میخوردم،،،با تمام عشقش به من نگاه میکرد, نازم میکرد.... نه مزه اون لقمه‌ها رو دیگه چشیدم نه اون نگاه محبت آمیز رو هرگز دیدم و نه اون نوازش‌ها تکرار شد اونا فقط خاص مادر بزرگ بود ...۱ عشق دیگه داشت که هیچکس نداره.....