lena
سرم درد میکند برای دردسر! و تو میدانی آنقدردوستت دارم که حتی اگر سرم به سنگ بخورد یا سنگ به سرم !! از این دوستت دارم دست بر نخواهم داشت
lena
تو که میدانی تمام وجودم هستی این شعر را برای تو نوشتم تا بخوانی و بدانی همه ی زندگی ام هستی نه قافیه دارد ، نه ردیف ، نه آهنگ دارد نه طنین اینها همه حرف دلم بود ، همین!
lena
حواسم را هر کجا که پرت می کنم ، باز کنار تو می افتد
lena
زندگی تلخ ترین خواب من است...... خسته ام خسته از این خواب بلند....
lena
چه خنده دار که ناز را ميکشيم. آه را ميکشيم انتظار را ميکشيم فرياد رامي کشيم ... ... ... درد را ميکشيم ولي بعد از اين همه سال آنقدر نقاش خوبي نشده ايم که بتوانيم دست بکشيم.
lena
گاهي فرار ميکنم ، از فکر کردن به تو مثل رد کردن آهنگي که خيلي دوستش دارم
lena
گاهی دلم ازهرچه آدم است میگیرد..
گاهی دلم ۲ کلمه حرف مهربانانه میخواهد..!
نه به شکل “دوستت دارم”یا”بی تو میمیرم”!
ساده شاید..
مثل ‘دلتنگ نباش..فردا روز دیگریست..’@zendoon
lena
اگرسرت را برروی سینه ام بگذاری هیچ صدایی نخواهی شنید قلب من طاقت این همه خوشی را ندارد
lena
به سلامتیه تنهایی و به سلامتیه همه ی اونایی که فهمیدن هیشکی تو این دنیا لیاقت دوست داشتنو نداره.
lena
دیـگـــر نه اشـکـــهایــم را خــواهـی دیــد نه التـــمـاس هـــایم را و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را… به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی درخـتـی از غــــرور کـاشـتم…
lena
من که نقاشی ام تعریفی ندارد
لااقل خودت راهت را بکش و بـــــرو !!
lena
تقصیر برگ ها نیست
آدم ها همینند!
نفس می دهـــــــی
له ات می کنند…
lena
همه چیز خنده دار بود….
داشتن تو…!
بودن من ; ماندن ما….!!
رفتن تو…
این همه آه….
گاهی از این همه خنده گریه ام میگیرد….
lena
بس که صدا نزدی اسمم را
“جانم” ی که برایت کنار گذاشته بودم ، گندید !