lena
بچه چراغعلی: بوه نقاشیم خوه؟
بو:بوه چه کشیدی؟
بچه:یه گا داره علف اخوره!
بو: په کنه علف؟
بچه:گا خردس!
بو:په گا کجنه؟
بچه:علفه خرد و ره.!
lena
یادم باشد وقتی آمدی راز بزرگی را به تو بگویم ، اینکه در نبودنت آسمان آبی نیست . . .
lena
چقدر جالب ! تو لحظه های داغونی فقط یه نفر میتونه آرومت کنه اونم کسیه که داغونت کرده !
lena
من تنهایم ، تو هم تنهایی ، بیا با هم تنها باشیم
lena
گاهی از غم می شود ویران دلم/کاشکی دلها همه مردانه قسمت می شدند
lena
اگر تو نبودی من کاملاً بیکار بودم هیچ کاری در این دنیا ندارم جز دوست داشتن تو
lena
آنقدر در میدان نگاه تو میروم و بر می گردم تا مغناطیسی شوم آنگاه هر چه قدر هم که مخالف باشی باز به تو نزدیک می شوم
lena
بی هیچ دلیلی “به یادت هستم” تا نقض کنم قانونی را که علت می طلبد
lena
مــــرا از بـنــد آویــــزان کـنـیــد ! ســــر و تـــه ....! شــایـد فـکــــرش از ســرم بـیـفـتـــد ... !!!
lena
نیمکت با هم بودنمان تنهاست من دل نشستن ندارم تو دلیل نشستن باش !
lena
یادم می آید میگفتی حساب من از بقیه جداست چقدر دیر منظورت را فهمیدم تو اصلا مرا به حساب نمی آوردی!
lena
باران که می بارد همه چیز تازه می شود حتی داغ نبودنِ تو . . .
lena
همیشه در ریاضیات ضعیف بودم سالهاست دارم حساب میکنم چگونه من بعلاوه ی تو ، شد فقط من . . .
lena
تلااااااااااااام تلاااااااااااام