- دلم میخواس پیشم بود، وقتی از شدت حرص لبامُ گاز می گرفتم! وقتی از شدت فکر ُخیال سرم گیج میرف ! وقتی اینجوری حیرون می موندم که مشکل از منه٬ یا بختک افتاده رومُ امتحانِ الهیه...! وقتی اشک می ریختم، زآر می زدم! جای اینکه سرمُ تو بالشت فرو کنم تا کسی نشنوه صدای این همه ناتوانی و ضعفُ ... #پیشم-بود ! دو تا مشت محکم میزدم تو سینه ش! حرصمو از عالم و آدم خالی می کردم! با دل راحــــــــــــــــــت ... این گره ی توی حلقوممو باز می کردم! بعد اونم مثه این مامانایی که بچه شون می خوره به میزُ در و دیوار٬ میزه رو می زنن می گن میزه بَد! میز بی ادب! چرا اذیتش کردی؟! دِهَـ ه !! میگرفت هر کی رو که آزارم داده میزد! منم کلی دلم خنک میشد! شاید یه لبخندم می زدم! دلم می خواست...به جای صداش...خودش بود! . . {پ.ن1: شما بگین لوسیش کم شده! ما بهش می گیم نیاز } ... {پ.ن2: آرامشم آرزوست! }
@ツ liDa ツ حالم خوب است اما ... در حالت خنثی به سر می برم !... نه خوشحالم ... نه ناراحت ... افسرده هم نیستم ! خنثی و بیخیال ...! حال این روز هایم را دوست دارم ...! نگران نیستم ... دلهره ندارم ... اما یک جای کار می لنگد ! هنوز ... درگیر خودم هستم..!
@ツ liDa ツ مثلا بعضی هام هستن همیجونی بی دلیل خیلی #باحال هستن نمیدونم چرا همش دوست داره منو بزنه این #دخدره خیلی هم #خطرناکه طرفش نرین ها خبر رسیده #ضرباتش خیلی سنگینه حالا از من گفتن بود . . .