ツ liDa ツ
من هنوزم از بازي كلاغ پر ميترسم! ميترسم بگم "تو" و آرام بگويي "پر"
ツ liDa ツ
یک نفر در هـمین نزدیکــی ها چــیزی به وسعت یک زنــدگی برایت جا گذاشته است خیالـــت راحت باشد آرام چشمهایت را ببــند یکنفر برای همه نگرانـــــی هایت بیــدار است یکنفر که از همه زیبایی های دنیــا تـنهـا تـــو را بـــــاور دارد
ツ liDa ツ
شايد ميان اين همه"نامردي" بايد شيطان را بستايم كه "دروغ" نگفت؛ جهنم را به جان خريد اما"تظاهر" به دوست داشتن آدم نكرد ...
ツ liDa ツ
امروز اینگونه برایت دعا کردم: خدایا دستش به آسمانت نمیرسد اما تو که دستت به زمین میرسد <بلندش كن>
ツ liDa ツ
بر خاک بخواب نازنین، تختی نیست آواره شدن، حکایت سختی نیست از پاکی اشکهای خود فهمیدم لبخند همیشه راز خوشبختی نیست
ツ liDa ツ
دیـگـــر نه اشـکـــهایــم را خــواهـی دیــد نه التـــمـاس هـــایم را و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را… به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی درخـتـی از غــــرور کـاشـتم…
ツ liDa ツ
مردونـــــه ما ""مـــرد"" هستیم! دستــــانمان از تو زِبرتر و پهن تر است!!! صورتمان ته ریشى دارد!!! قلبمان به وسعـــتِ دریــــا! جـــاىِ گریـــــه كردن به بالكن میرویم و سیـــــگار دود میــــكنیم!!! ما با همــــان دستان پهن و زبرتورا نوازش میكنیم!!! با همان صورت ناصاف و ناملایم تورا میبوسیم و تو آرامــــ میشوى!!! آنقــــدر مارا نامــــرد ""نخوان""!!! آنقدر پول و ماشین و ثـــــروتش مان را""نسنج""!!! فقط به ما ""نــــخ بده"" تا زمین و زمان را برایت بدوزیم!!! فقــــط با ما""روراست باش"" تا دنیا را به پایت بریزیم!!
ツ liDa ツ
تلخ ترین قسمت زندگی اونجاست که آدم به خودش میگه : چی فکر میکردیم و چی شد!
ツ liDa ツ
آنجا که کشتن عاطفه فرهنگ میشود دلها برای مردن گل سنگ میشود من بیصدا به یاد خودم ساز میزنم آری دلم برای خودم تنگ میشود
ツ liDa ツ
دلم برایت تنگ شده است چه از طول ، چه از عرض و چه از ارتفاع می دانم تقصیر تو نیست ، قطعا تقصیر اشکال هندسی ست
ツ liDa ツ
من در دعا کردن يک بد شانسي آوردم ، خداي من از بختِ بدم خُداي تو نيــــــز بود !!
ツ liDa ツ
می دونــ ی چـــ ی ضَجْـــ ره؟ می دونــ ی چـــ ـی آدمــُ مریــــ ـض می کُنــ ه؟ اینــ کــ ـه یه حَرفایـــ ی تو گلوتــ باشــ ه نتونــ ی به اونــ ی که میخــ وای بگــ ی ! چونـــ می دونــ ی که آدمــ ش نیســـ ت!!!