ツ liDa ツ
کسانی که به فکرمون هستن روبه گریه می اندازیم.ماگریه میکنیم برای کسانی که به فکرمون نیستن.مابه فکرکسانی هستیم که هیچوقت برامون گریه نمی کنن.این حقیقت زندکیه.عجیبه ولی حقیقت دارد.اگراین روبفهمی هیچوقت برای تغییردیرنیست
ツ liDa ツ
گناهانم را دوست دارم! بیشتر از تمام کارهای خوبی که کرده ام می دانی چرا ؟ آن ها واقعی ترین انتخاب های منند...
ツ liDa ツ
مرا که هیچ مقصدی به نامم .. و هیچ چشمی در انتظارم نیست را !.. ببخشید ! که با بودنم ترافیک کرده ام!!
ツ liDa ツ
چقدر دلم می خواهد نامه بنویسم... تمبر و پاکت هم هست و یک عالمه حرف... کاش کسی جایی منتظرم بود...
ツ liDa ツ
دلم می خواهد بخوابم مثل ماهی حوضمان... که چند روزیست روی آب خوابیده است
ツ liDa ツ
وضعیت روحی ------ 100% کاملا سالم و سروحال بدون هیچ مشکلی
وضعیت جسمی ------ 100% سالم و بدون هیچ نقص عضوی
وضعیت احساسی ---- 100% عاشق و پر احساس
وضعیت مالی ------- 100% وضع مالی توپ
2 ماه بعد از دوست شدن با دختر
وضعیت جسمی ----- 30% کر شدن بخاطر جیغ های مکرر دختر
وضعیت روحی ------ 5 % افسردگی روحی و نداشتن انگیزه به زندگی
وضعیت احساسی ---- 3 % نداشتن احساس و عشق بخاطر شکست خوردن در عشق
وضعیت مالی ------ 0 % سرکیسه شدن کامل توسط دختر
ツ liDa ツ
طعم سیب میدهد لب هایش و من گناهکارترین حوّای زمینم بهشت همینجاست ، در آغوش تو با لب های ممنوعه ات . . .
ツ liDa ツ
من، تنــــــهای تنـــــها ، توی این دنیـــــا با قلب خستــــــه ، چـــــــه کنم ... !؟ تو، راضی به رفتن ، سرشــــــــار از آواز من دلشکسته ، چـــــــــــه کنم ... !؟
ツ liDa ツ
فـکــر تـخـریـبــ مـن نـبـاش ! بــه آخَـــر کــه رسـیـــدی دَسـتـــ تـکـان بـده ، خــودَم فـرو مـی ریــزم ..
ツ liDa ツ
همه میگن بخشش از بزرگان است ..... من بخشیدم وهیچکس نگفت چقدر بزرگ شدی..... همه گفتند:بلد نبودی حقتو بگیری.......
ツ liDa ツ
تظاهر به عادی بودن یعنی داشتن لبخند بر لب وقتی که میل به گریه دارد آدم را میکشد (پائولو کوئلیو)
ツ liDa ツ
خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است
پیدا نکنم همدل دلها همه از سنگ است
گویا که در این وادی از عشق نشانی نیست
گر هست یکی عاشق آلوده به صد رنگ است
ツ liDa ツ
قطار می رود
تو میروی
تمام ایستگاه میرود
و من چقدر ساده ام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته
تکیه داده ام
ツ liDa ツ
همیشه صدایی بود که مرا آرام میکرد، همیشه دستهایی بود که دستهای سردم را گرم میکر...د همیشه قلبی بود که مرا امیدوارم میکرد، همیشه چشمهایی بود که عاشقانه مرا نگاه میکرد همیشه کسی بود که در کنارم قدم میزد ، همیشه احساسی بود که مرا درک میکرد حالا من و مانده ام یک دنیای پوچ ، نه صداییست که مرا آرام کند و نه طبیبیست که مرا درمان کند
ツ liDa ツ
ناگهانی تر از آمدنت می روی! بی بهانه... من می مانم و باران های بی اجازه و قلب عاشقی که سپاسگزارمی ماند تا ابد... متشکرم که به من فهماندی: چقدر می توانم دوست بدارم و عاشق باشم بی توقع!