ツ liDa ツ
اگه روزی روزگاری دل من کرد خطایی/تو ببخش و عاشقم باش نگو چیزی از جدایی/ با یه جمله راحتم کن بگو تا آخرش باهامی
ツ liDa ツ
منـــــــــــ رفته امـــ و تصـــــــــویر بیرونی امـــ دختری مچاله شـــــــــده در تخت خواب یا صندلی ستــــ... که هنوز به تو لبخنـــــــــد می زند... تا تــــــــــو خیال کنی بهترینـــ مرد دنیاییــــ!
ツ liDa ツ
خوشبختـﮯ ﺍصـلا چـیز پیچـیدﻩ و ﻣﺒﻬــﻢ و دﻮﺭﮮ نیـست! خوشبختـﮯ یـعـنـﮯ . . آن کـسـﮯ کـه تــو ﻋــاﺷﻘـش شــدﻩ ﺍﮮ!
ツ liDa ツ
گاهی وقتها ... بعضی آدمها ... با یه حرف ... با یه کار ... نمی دونن که پاشون رُ میذارن رو گلوی آدم و فشار میدن ... نمی دونن که ذره ذره آدمُ داغون می کنن .... نمی دونن که یه زخمی میذارن تو وجود آدم که تا مدتها دردش حس میشه ...
ツ liDa ツ
چــه دمــدمــی مـزاج شـده احـساســم گـــاهـی آرام گـــاهـی بــارانـی چه بـی ثـبـاتــم بـی تـ ـ ـو
ツ liDa ツ
من یک انسانم!!! اگر به خانه ی من آمدی...برایم مداد بیاور.....مداد سیاه... می خواهم روی چهره ام خط بکشم تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم، یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم ! یک مداد پاک کن بده برای محو لبها... نمی خواهم کسی به هوای سرخی شان .. سیاهم کند! یک بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه در آورم.... شخم بزنم وجودم را ... بدون اینها راحت تر به بهشت می روم گویا! یک تیغ بده؛ موهایم را از ته بتراشم.... سرم هوایی بخورد... و بی واسطه روسری کمی بیاندیشم ! نخ و سوزن هم بده، برای زبانم می خواهم ... بدوزمش به سقف....اینگونه فریادم بی صداتر است! قیچی یادت نرود...... می خواهم هر روز اندیشه هایم را سانسور کنم ! پودر رختشویی هم لازم دارم..... برای شستشوی مغزی....مغزم را که شستم ، پهن کنم روی بند... تا آرمانهایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نمی انداخت... می دانی که؟ باید واقع بین بود ! صدا خفه کن هم اگر گیر آوردی بگیر...... می خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب ، برچسب ف ا ح ش ه می زنندم.... بغضم را در گلو خفه کنم! یک کپی از هویتم را هم می خواهم.... برای وقتی که خواهران و برادران دینی
ツ liDa ツ
هَـمیشه بـآید کَسـی باشدکـــہ مــَعنی سه نقطه ی انتهای جملههایت را بفهمد ... هَـمیشه بـآید کسـی باشد تا بُغضهایت را قبل از لرزیدن چانه ات بفهمد بـآید کسی باشد کـــہ وقتی صدایت لرزید بفهمد کـــہ اگر سکوت کردی، بفهمد... کسی بـآشد کـــہ اگر بهانهگیـر شدی بفهمد کسی بـآشد کـــہ اگر سردرد را بهـآنه آوردی برای رفتـن و نبودن بفهمد به توجّهش احتیآج داری بفهمد کـــہ درد داری کـــہ زندگی درد دارد بفهمد کـــہ دلت تنگ شده است همیشه باید کسی باشد همیشه...
ツ liDa ツ
قرار است خیر نبینم تا مدتی نامعلوم عاقبت بخیر هم نشوم شاید تازگیها صبحهایم هم بخیر نمیشوند ... شما بنشینید و تماشا کنید خیرش را ببینید الهی !