دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ツ liDa ツ

آدمـَک ، نـخـوان مـرا ، نـمـے فـهـمـے درباره »
ツ liDa ツ
زن - مجرد
امتیاز: 7985

دنبال‌شدگان

(989 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(828 کاربر)

گروه‌ها

(72 گروه)

بازدید

ツ liDa ツ
9vg7w4d1pczepqo992y.jpg ツ liDa ツ
در ترول

ツ liDa ツ
ツ liDa ツ

درونم غوغاست ... ساده میشکنم .. با یک تلنگر کوچک ... این گونه نبودم .... ، شــــدم !!

ツ liDa ツ
ツ liDa ツ

همان لحظه موهایت سفید می شود ، وقتی عزیزت را صدا می کنی و جوابی نمی شنوی... سفیدی موهایت را گردن ارث خانوادگی ننداز...

ツ liDa ツ
ツ liDa ツ

آدم هـا می آینـد زنـدگی می کننـد می میـرنـد و می رونـد اما فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو جای خالی ات قده خود توست بزرگ نیست کوچک هم که نه هجوم و ازدحام اطراف آن را پر می کند و نه کوچکتر از تو، در آن جای می گیرد. درست اندازه ی حضور توست.. آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد! مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودن ِ تـو چنـان تـه نـشیـن می شـود کـه تـــو می میـری در حالـی کـه زنــده ای …

این ارسال را بازنشر کرده است.
ツ liDa ツ
gx6ehxas38f8zqlrgk2.jpg ツ liDa ツ
در ترول

ツ liDa ツ
b0vyesenhru5ajep5pe5.jpg ツ liDa ツ
در ترول

ツ liDa ツ
16ob6osqwjfyg0qtslm.jpg ツ liDa ツ
در ترول

ツ liDa ツ
ツ liDa ツ

فَقط دِلـَم ميخـواهَد پيرزَنـے عصا بـه دَست شَوم پيـرمَردے را روي نيمـكـَت پاركے بيبينَم و هـے فـِكر كُنـَم ، چــِقدر آشناست و او ... تو باشي ..

ツ liDa ツ
ツ liDa ツ

خَنــده امـ میگیـرد وقتـی پَـس از مُـدت هــا بـی خبــری . بـی آنکــه سُــراغـی از ایـن دل ِ آواره بِگیــری مـی گــویـی : . " دِلــَمـ بـَرایـتـ تَنــگ اَســت " . یــا مـَـرا بــِه بــازیــ گـِــرفتــه ای . . . . یـــا مَعنــی واژه هــایـتــ را خــوبــ نِـمی دانـی . . . . "دِلتنگــــی" ارزانـــی خـــودتـــ . . .

ツ liDa ツ
ツ liDa ツ

ساعت 3 شب بود كه صدای تلفن، پسری را از خواب بيدار كرد پشت خط مادرش بود . پسر با پرخاش وعصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا ازخواب بيدار كردی؟ مادر گفت: 25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيداركردی فقط خواستم بگويم: تولدت مبارك. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد صبح سراغ مادرش رفت . وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت.... ولی مادر..

ツ liDa ツ
ツ liDa ツ

گاه جلوی اینه می ایستم خودم را در آن میبینم دست روی شانه هایش می گذارم و میگویم چه تحملی دارد دلت ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
ツ liDa ツ
ツ liDa ツ

امــــــــروز هم نیـــــــامــــــــــــــ دی... نا شُــــــــــــکری نمیکنـــــــــــــــم فـــــــــــــردا هَـــــــــــــم روز خُــــــــداست

ツ liDa ツ
ツ liDa ツ

صبر" یک دروغ است!!! سالهاست با غوره ها کلنجار میروم... حلوا نمیشوند !!!!!!

ツ liDa ツ
ツ liDa ツ

پیرمردی گرسنه و بیمار.... گوشه ی قهوه خانه ای می خفت. رادیو باز بود و گوینده .... از مضّرات پرخوری می گفت.........!

ツ liDa ツ
ツ liDa ツ

وقــتيــــ نباشيـــ..... فرقيـــ نميکند که شنبه استــــ ... يا سه شنبهــــ تمام روز های زندگيــــــــــ تعــــطـــــــيلـــــ است