ツ liDa ツ
من بودم ، تو و یک عالمه حرف و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد ! کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی ، یک آه چقدر وزن دارد.
ツ liDa ツ
آدم هـا می آینـد زنـدگی می کننـد می میـرنـد و می رونـد امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد! مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودن ِ تـو چنـان تـه نـشیـن می شـود کـه تـــو می میـری در حالـی کـه زنــده ای ...
ツ liDa ツ
تــو ماه را
بیشتر از همه دوست میداشتی
و حالا
ماه هر شب
تو را به یادِ من میآورد
میخواهم فراموشت کنم
اما این ماه
با هیچ دستمالی
از پنجرهها پاک نمیشود ...!
ツ liDa ツ
من، تنــــــهای تنـــــها ، توی این دنیـــــا با قلب خستــــــه ، چـــــــه کنم ... !؟ تو، راضی به رفتن ، سرشــــــــار از آواز من دلشکسته ، چـــــــــــه کنم ... !؟
ツ liDa ツ
بــــــاور کـــن ..! کــــار من نــیـســتـــــــــ .. کـــــار ِ دِل اســـتــــــ .. - دِلَــــــــم - جــــــایـــــــے مــیــان ِ- نَـفَــس هــایَـــتــــــــ .. گــــیـر کـــرده اســتـــــــ ...
ツ liDa ツ
دلم بچگی میخواهد ! جلوی کدام مغازه پا بکوبم تا برایم آرامش بخرند ؟
ツ liDa ツ
می دونستم مــــــــزه ی عشقم ، دلتو می زنه دل تو یه تیکه ســـنگه ، خب محـــــــاله بشکنه تو رو دست کم گرفتم ، که این شد آخـــــــرش هنــــوزم خاطرت اینجاست ، بیـــــا بردار ببـرش
ツ liDa ツ
تلخ است باور نبودن آن ها که میتوانستند باشند و تلخ است امروز باور آن ها که ادعای ماندن دارند . . .
ツ liDa ツ
درست است که کلمه به سکوت و کارد به استخوانم رسیده است ، اما هرگز ... -هیچ دقیقهی دوری- به دریا دشنام ندادهام. من فقط میبخشم، اما فراموش نمیکنم
ツ liDa ツ
درد دارد ! وقــتـی می رود .. و هـمه می گــویـند : دوستـت نــداشـت ... و تــو نمـی تــوانـی بـه هـمه ثــابـت كــنی كه هــرشـب بــا عـاشـقانـه هــایـش خـــوابت می كـــرد !!.
ツ liDa ツ
کسی.. از تو میرود! و بعد، تو دلت میخواهد از همه ی دنیا بروی…
ツ liDa ツ
اید عاشق باشی تا بفهمی نگاه سرد یعنی چه دست سرد یعنی چه حرف سرد یعنی چه در مقاب...ل دوستت دارم گفتنت ، سکوت سرد یعنی چه ... باید عاشق باشی تا بفهمی گرمای حرف و نگاه و دستت وقتی به سرمای او برخورد میکند چگونه روزگارت بخار میشود قطره ای میشود و هی !!!
ツ liDa ツ
سوختن قصه ی شمع است ولی قسمت ماست شاید این قصه ی تنهایی ما کار خداست آنقدر سوخته ام با همه بی تقصیری که جهنم نگذارد به من تاثیری.....
ツ liDa ツ
از این تصـــمیم بیــــهوده ، چه چیزی قســـــمتم بوده نگو با من از این خواستن ، که حســرت هـمدمم بوده
ツ liDa ツ
فـکــر تـخـریـبــ مـن نـبـاش ! بــه آخَـــر کــه رسـیـــدی دَسـتـــ تـکـان بـده ، خــودَم فـرو مـی ریــزم ..