ツ liDa ツ
دلم میخواهد خرمایی بخورم و فاتحه ای بخوانم برای روحم!!
شادیش ارزانی آنهایی که رفتنم را لحظه شماری می کنند...
ツ liDa ツ
سلامتیه اونایی که این روزها .... نه برای کسی ؛ نه برای عشقی ، نه برای جایی .... نه برای چیزی ! بلکه دلشون برای خودشون تنگ شده …. برای خودِ خودشون … !!!
ツ liDa ツ
باز كلمه كم آوردم برای احوالاتم... ! بروید یك سیگار بكشید ، تلخیش كه ماند ته گلویتان ، فكر كنید همان بغضی ست كه توی گلوی من نه بالا میرود و نه پایین...!
ツ liDa ツ
آقا ! مشکل ک همیشه هست ... اصلاً آنقدر مشکل هست که همه بخواهند بروند ! امّا من همیشه نیستم !
باز اشتباه از منه؟!
14 سال و 1 ماه و 26 روز و 3 ساعت و 4 دقيقه قبل