ツ liDa ツ
یک عمر خوش بودم ؛ با دروغ دوستَت دارمـِ تو .. حالا بعد از یک عمر، چرا راستگو شدی؟
ツ liDa ツ
حال و هوای مادری را دارم
که فرزندش دیر کرده
و مدتهاست
سر کوچه انتظارش میکشد...
بگذریم،
نمیخوای برگردی؟؟!
ツ liDa ツ
اگه از دوستتون خبري نيست ، بهتون زنگ نميزنه و احوالي ازتون نمبپرسه ، اصلا نگران حالش نباشيد ، حالش حتما خوبه و کيفش کوکه ، آخه اگه گرفتاري داشت يه ثانيه هم شما رو تنها نميزاشت.
ツ liDa ツ
مانده ام كه كوه، چون سنگ بود تنها شد، يا چون تنها بود سنگ شد...!؟
ツ liDa ツ
مرا اینگونه باور کن کمی خسته.... کمی تنها..... کمی گستاخ..... کمی سرخوش..... نمیدانم کمی باور کردنم سخت است...!
ツ liDa ツ
گاهی سردت می کنندداغت می کنندرگ خوابت را بلدند زمینت می زنند…
ツ liDa ツ
یک حرف هایی هست برای نگفتن.همین حرف ها
بعد ها
اژدها میشوند ، به چه بزرگی!
ツ liDa ツ
مـــن آروزهـــایـــم را از کـــی بخـــواهـــم؟؟
از تــــو؟
نــــه از تــــو نبـــایـــد چیـــزی خواســــت !!
مــــی دانــــم!!
صبــــر کــــن !
چســـب زخـــم چــــی؟
ایــــن یکــــی را کــــه مـــی شـــود خـــواســـــت؟؟
هــــرچنــــد بـــی فـــایـــده اســــت
بــــه گمــــانـــم ایـــن را هــــم نــــداری!!
کـــــاش کســــی بــــود
تمـــام غصــه هایـــم را یــک جـــا قـــورت مـــــی داد !!
ツ liDa ツ
دلـم واسـه هـیـچـی ِ هـیـچـی تـنـگ نـشـده . . . ! فـقـط . . . بـرای اون گـوشـه دنـج ، آغـوشـت ، آرامـشـم . . . تـنـگ شـده . . . بـدجـور !
ツ liDa ツ
آن ـقـدر نـیسـتے ڪـِ ِ دیگر حـتے در خـآطرمـ نیستـ، بوده باشے ؛ حــِسـ ِ بـودنتـ هم ، فـرآمـوشمـ شده !
ツ liDa ツ
نگاهم به تلفن دوخته می شود امـــــا دریغ از چند ثانیه ی کوتاه صحبت فقط حجم خاک نشسته روی گوشی رانظاره می کنم !
ツ liDa ツ
خدایا وقت کردی مسیر زندگی مارو بررسی مجدد کن،،،،قسمت آسفالتش افتاده رو دهن ما...