ツ liDa ツ
باورم نیست که آن ساده تر از آب مرا آتش زد
ツ liDa ツ
فَقط دِلـَم ميخـواهَد پيرزَنـے عصا بـه دَست شَوم پيـرمَردے را روي نيمـكـَت پاركے بيبينَم و هـے فـِكر كُنـَم ، چــِقدر آشناست و او ... تو باشي ..
ツ liDa ツ
ساعت 3 شب بود كه صدای تلفن، پسری را از خواب بيدار كرد پشت خط مادرش بود . پسر با پرخاش وعصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا ازخواب بيدار كردی؟ مادر گفت: 25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيداركردی فقط خواستم بگويم: تولدت مبارك. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد صبح سراغ مادرش رفت . وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت.... ولی مادر..
ツ liDa ツ
پیرمردی گرسنه و بیمار.... گوشه ی قهوه خانه ای می خفت. رادیو باز بود و گوینده .... از مضّرات پرخوری می گفت.........!
ツ liDa ツ
رفتنت آنقدرها هم
که فکر میکنی فاجعه نیست...
من مثل بیدهای مجنون
ایستاده میمیرم...
ツ liDa ツ
به سـلام ها دل نمـی بـندم از خداحـافـظی ها غمگیـن نمی شوم دیگـر عـــادت کـرده ام به تکــرار یکنـواخـت دوری و دوستـی!
ツ liDa ツ
من خــــــــــدا رو وکیل خــــــــودم کــــــــــردم امیـــــــــدوارم عادلانــــــــه باهاتـــــــــ حسابــــــــ کنـــــــه...
ツ liDa ツ
حسادت زنانـه ام بسیار دور اندیش است: خـیالِ زنی دیگر سر به روی سینه ی تو انگشتان ظریفش به موهای سینه ات موج میدهد و تو دلت غنج میرود! میترســـــم... کسی بوی تنت را بگیــــرد نغــــــمه دلت را بشنود و تو خو بگیری به ماندنش!!! چه احساس ِخط خطی و مبهمیست این عاشقانه های ِحسود من...
ツ liDa ツ
دلــــــــتـــنــگـــــــ ــــم . . . ! دلتنگ كسی كه گردش روزگارش به من كه رسید از حركت ایستاد . . . ! دلتنگ كسی كه دلتنگی هایم را ندید .
ツ liDa ツ
گفته بودم که فقط سهم من باش و دلتنگی هایم اما........... شاید دلی تنگ تر از من... سهم تو بود !
ツ liDa ツ
ممنون كه نمى پرسى حالت چطور است تا مجبور نشوم دروغ بگويم كه خوبـــــــم
ツ liDa ツ
وقتی کسی گفت: "نمی تونم بی تو زندگی کنم" یعنی به نبودنت فکر کرده...!
ツ liDa ツ
دیــوانــه وار " دوستــتــــ دارمـــ " اندیشــه ای کــه درستـــ نمــی دانمــــ حــاوی "لطـــافـتــــ" است یا "فــاجعـــه
ツ liDa ツ
خــُدايا وعــَده بـهشت مـَرا رَســتگار نميكــُند آغــوش اورا وعده بــده رستگار تـرين ميشَـوم
ツ liDa ツ
آهستــــــــه... آهسته... فتــــح کردی... ... با چشمهایت... هرچـــه داشته ام را... جهــــــان من... تا ابد... مستعمره توست...