ツ liDa ツ
نیت می کنم.وصدایت می کنم با جواب تو فال می گیرم اگر گفتی بله روز خوبی خواهم داشت اگر گفتی جانم تمام خوبیها را برای تو میسازم
ツ liDa ツ
آرزو هایم هوایی شده اند مــدام بر باد می روند . . .
ツ liDa ツ
الهی با خاطری خسته از اغیار و به فضل تو امیدوار دست از غیر تو شسته و در انتظار رحمتت نشسته ام بدهی کریمی ندهی حکیمی بخوانی شاکرم برانی صابرم الهی احوالم چنان است که میبینی نه پای گریز دارم و نه زبان ستیز
ツ liDa ツ
انسانيت بودن نيست... شدن است... و اين شدن در كلبه ي خداست... و كلبه ي خدا ، دل ماست... و دل ما ، دل ادم هاست.... و ادم ها هنوز انسان نشده اند....
ツ liDa ツ
همیـטּ کــه خـُدآ هستـ ، کـآ[!]تـــــ خــود را خطــ میزنمـــ تـــآ هرچــه هستـــ خـُــــدا بــــآشد...!
ツ liDa ツ
هَميشه بـآيَد کَسـي باشَد کـہ مــَعني سه نقطههاے انتهاےجملههايَتـــ رابفهمَد هَـميشه بـآيد کَسـي باشد ... !
ツ liDa ツ
گاهگاهی که به یادت غزلی می خوانم ، اشک مهمان دلم می گردد سفرش از ته دل تا کف دست ... چه کسی میداند؛ باز شاید سفری در پیش است ... و تمامی غزلهای جهان کاروانی شده اند ... ساربانش غم و صبر .
ツ liDa ツ
اين روزها آدمها "به دست هم" پير ميشوند نه "به پاى هم"...
ツ liDa ツ
همیشه ابرها می بارند ولی آدمها عاشق ستاره ها می شوند
نامردیست آنهمه گریه را به یک چشمک فروختن...
ツ liDa ツ
از چشم یا آسمان
فرقی نمیکند
باران که بر زمین افتاد
دیگر باران نیست
ツ liDa ツ
آدم های ساده را دوست دارم... همان ها که بدی هیچکس را باور ندارند... همان ها که برای همه لبخند بر لب دارند... همان ها که بوی ناب آدمیت میدهند!
ツ liDa ツ
دل...،
این واژه ی بی نقطه، گاهی به وسعت یک دریا،برایت دلتنگی میکند.
ツ liDa ツ
کفشهایم که جفت میشود دلم هوای رفتن میکند .... کودکانه بیقرار تو میشوم.... بی آنکه فکر کنم دلتنگ من هستی یا نه....
ツ liDa ツ
دل بستن مثل پرت کردن یه سنگ تو دریاست ودل کندن مثل پیداکردن همون سنگه!
ツ liDa ツ
چیـزی رآ جـآ گذآشتمـ ــ در عبور قَـطآرِ سریــع الــسیر زمــآنــ" آیــا بآز مــي گردد زمـآنـ ؟! کـودکــي هآیمـ را در ایــستگآهِـ تولًـد ، جـآ گذآشتمـ ــ بــآز گـرد! " مــی خوآهمـ کودَکــ ـی کنمـ...!"