چه غـــم آلود است... قدم زدن در جاده ای که ردِ پای تو در آن پیداست قدم به قدم... گذاشتن پا جـــای پای تو... شمردن قدم های آرامت وقت ِ رفتن بگو... چند قدم ِ دیگر باید پیش بروم تا به تو برسم... دستت را بگیرم بخندیم و بازگردانمت به خودم...!!!
به زخمهایم می نگری ... ؟! درد ندارند دیـــــــــــــــگر ... روزی که رفتـــــــــــــــی ، مرگ تمام درد هایم را با خودش بـــــــــــــــرد ! مرده ها درد نـــــــــــــــمی کشند ... ! حرف آخرم این اســـــــــــــــت ... برنگرد دیـــــــــــــــگر !! زنده ام نـــــــــــکن ... ! ! !
مردان در صید عشق به وسعت نا متناهی نامردند ! تا وقتی مطمئن به تسخیر قلبی نشدند عشق را گدایی میکنند . اما همین که مطمئن شدند مردانگی را در کمال نامردی به جا میاورند...
دکتر شریعتی