چه روزهای سختی بر من می گذرد... همه جا یاد تو نقطه چین... احساس مرا تکمیل میکند... و این منم که روایت می کنم باران را برای دلخوشی لحظه هایم و تو بی هیچ هراسی نبودنت را به پای سرنوشت میگذاری و از من دور میشوی...!!!
بعضی وقتا دلم میخوا یکی اینجوری که تو این عکسه بغلم کنه، برام مهم نیست که دوست پسرم باشه یا داداشم یا بابام، فقط میخوام بفهمه که چقدر به این بغل کردنهای محکم احتیاج دارم!مثله این میمونه که بگه تمام حرفاتو میدونم!!!
دعای روز نهم ماه مبارک #رمضان : اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ نصیباً من رَحْمَتِكَ الواسِعَةِ واهْدِنی فیهِ لِبراهِینِكَ السّاطِعَةِ وخُذْ بناصیتی الى مَرْضاتِكَ الجامِعَةِ بِمَحَبّتِكَ یا أمَلَ المُشْتاقین. . . . . خدایا قرار بده برایم در آن بهرهاى از رحمت فراوانـت و راهنمائیم كن در آن به برهان و راههاى درخشانت و بگیر عنانم به سوى رضایت همه جانبهات بدوستى خود اى آرزوى مشتاقان.
تو می گویی من زنم... و #فاصله بسیار است از #آزادی تو و من... نه... اشتباه نکن ای #مرد... من #جهان را می سازم...!!! #زن و مرد بودن درد تو نیست... تو می خواهی مرا برده بنامی... من آزادم... چون آزادی یک کبوتر... من #پرواز می کنم... #آزادیم را ببین...!!!