لولی
حال همه ما که خوب نیست حال یه تعدادی از ما خوبه اونا رو هم باور نکن
لولی
بعد از سه ساعت و یک دقیقه هیچ یک از دوستان دنبال شده توسط من هیچ نگفته اند ! سکوت قلبتون رو چرا نمیشکونید و برگردید؟ ها ؟
لولی
یه کسایی هم هستن الان که امکان لایک نیست کامنت های محتوی لایک ارسال می کنن اینا همونایی ان که اگه لایک رو در جوامع مجازی مرسوم نمی کردند به جوامع مجازی نمی پیوستند
لولی
این چند وقتی که دنبالر نبود احساس کردم دیگه جایی نیست که توش چیزی بنویسم حالا که دوباره دنبالر به آغوش گرم و صمیمانه کاربران بازگشته من به این می اندیشم که اصن چرا باید بنویسم اصن گیریم یه دلیلی یافت کردم واسه نوشتن چی باید بنویسم ! اصن همین پست رو که دارین می خونین واسه چیه ؟ (ژانر اول مرغ بود یا تخم مرغ ) مسئولین عزیز در جریان باشن سایتو می زنین می ترکونین یه سری کاربر هم هست مث بنده دچار بحران می شه بعد فلسفش اود می کنه
لولی
بچه ای رو تصور کنین از بس گریه کرده نفس کشیدن یادش رفته ! و آدمی که از بس غمگینه فک کردن یادش رفته ! فک کردن یادم رفته یعنی غمگینم ؟
لولی
می خوام به دوست دخترم نامه بنویسم با هزار ترس و لرز بهش بدم ! می خوام پیرو نیاکانم باشم ! مشکل اینجاست که حرفامون تموم شده همه چیزو تلفنی و اس ام اسی و رو در رو زدیم تو نامه چی بنویسم ؟
لولی
یه چیز هایی هست ما نمی دونیم یعنی یه سری ها می دونن یه سری ها هم نمی دونن !
لولی
یک روز داماد می شم و به عکاس فحش مثبت 18 می دم و بهش می گم که من هر جور دلم بخواد عکس می گیرم تو نمی تونی به من دستور بدی !
لولی
دارم آهنگ ضیافت ناصر عبدالهی رو گوش می دم (من خودمم نه خاطره ...) و به این نتیجه می رسم که با آهنگ های خوبی بزرگ شدم