شاهزاده ی من... به مـرد بودن و مـرد ماندن و مـردانگی ات افـتخار میکنم آآآآری تـو شـاهزاده ی رویـای دخـترانه هستی . . . ای مـرد نمیـخواهم با آن اسـب سفید بالدار بیایی ! همیـن که قلبت سفید و بی ریـا بـاشد برای مـن کـافی ست . .
آه مـــــــــــــرد من لمس تن تو خوابیدن میان دستان تو بیدار شدن روبه روی چشمان تو دیدن لبخند هر روزه ی تو گرفتن دستان گرم تو سر بر بازوی تو نهادن سرت را به سینه فشردن راه رفتن بازو به بازو کنار نگاه تو این است تنها آرزوی من , رویای همه ی شبهای من