jigool
خیالت راحت ... این آدمها ، این لبخند ها ... هیچ کس و هیچ کدام ... وفاداری ام به " تو " را سست نمی کند! ... دلت قرص!!
jigool
منوی ِ کافه را هـــزار بار زیـــر و رو کــــرده ام هــر چه فکـــر می کــنم نمی دانم چرا دلم فقط آغوش ِ تو را میخواهد و بـس ... !
jigool
یک حرف یک زمستان آدم را گرم نگه می دارد ... و گاه یک حرف یک عمر آدم را سرد می كند ...! حرف ها چه كارها كه نمی كنند !!
jigool
آمدنت را یادم نیست بی صدا آمدی حال دیگر وجودت به خانه قلبم رونق داده است اجاق ِ دلم ، گرم ِ گرم است ... مهمان ناخوانده قلبم بمان که ماندنت را سخت دوست دارم ...
jigool
وقت هایی که آسمان عاشقی تیره است ، صدایم نکن ! سخت است بشنوم نامم را از لبهای تو و فریاد نزنم ؛ جانم عزیز دلم چه می خواهی؟!
jigool
لطفا" خودت زحمت این " بی " را بکش بگذارش جلوی " معرفت " بچسبانش تنگِ نام قشنگ خودت ... من دلم نمی آید از این کارها بکنم !
jigool
حواسم کفتر ِ جلد ِ رویای ِ تو شده است . هر چقدر پرتش میکنم باز آشیانه اش ، بام ِ خیال توست !
jigool
حجم ِ خالی ِ تو را حجم ِ پُر ِ هیچکس ، پُر نمی کند!! حالا هی بگو " دوستان به جای ِ ما! "
jigool
گاهی اوقات فکر کردن به بعضیها ، ناخوداگاه لبخندی روی لبانت مینشاند ... دوست دارم این لبخندهای ِ بیگاه ... و این بعضی ها را ..!
jigool
خســـــــــته ام از ایـــن پیاده روهایــــی که هیچ گــــاه به پـــایــــان نمی رســـــد . . . دلــــــــم بــُـن بَســــــــت می خواهـــَـــد . . .!!!
jigool
نشسته ایم با دلم "نقطه بازی" میکنیم خودم و دلم را میگویم! زبان نفهم نمیفهمد قواعد بازی را! تمام خانه ها را با اسم "تو" پر میکند..!!!
jigool
در روزهایی که دلم شکسته بود یاد حرفهای "پدر ژپتو" افتادم که میگفت: پینوکیو ! چوبی بمان... آدم ها سنگی اند...
jigool
پیرمرد برگشته میگه ما نسلی بودیم که انقلاب کردیم ! خاک بر سر شما ، اگه ما هنوز جوون بودیم بازم انقلاب میکردیم ! میخواستم بش بگم ... شما زحمت نکش یه بار ریدین کافی بود
jigool
«درد دارد... وقتی همه چیز را می دانی... و فکر می کنند نمی دانی... غصه می خوری که می دانی... و می خندند که نمی دانی
jigool
عاشقانه هایی که برایت مینویسم مثل آن چایهاییی هستند که خورده نمیشوند،یخ میکنند و باید دور ریخت...فنجانت را بده دوباره پر کنم...!