lovelord
امشب و فردا شب سرتاپا شعله و آتشیم .....
lovelord
پیش از اینها فکر می کردم .. خدا خانه ای دارد میان ابرها .. مثل قصر پادشاه قصه ها .. خشتی از الماس و خشتی از طلا
lovelord
مستي هم درد منو دوا نمي كنه....
lovelord
سحرگه در چمن خوش رنگ شد گل ... نگاهش کردم و دل تنگ شد گل... به دل گفتم که نازست اين ، مينديش ... چو دستي پيش بردم ، سنگ شد گل... . . . . . .الف.سایه