دلتنگی که دست از سر دل بر نمی دارد.
دلتنگی که فاصله را نمی فهمد !
نزدیک باشی و اما دور…دور…دور !
تنها که باشی تمام دنیا دیوار و جاده است.
تمام دنیا پر از پنجره هایی است که پرنده ندارند…
پر از کوچه هایی که همه ی آن ها برای رهگذران عاشق به بن بست می رسند!
فکر کن پای این دیوارهای سرد و سنگین چه لیلی ها و مجنون ها که می میرند!
خون بهای این دل های شکسته را چه کسی می دهد ؟!
نفهمیدم چه شد تا اینکه روزی/سر کوی رفیق بازی رسیدم
به هر باغی رسیدم از سر شوق/ز هر دسته گلی یک شاخه چیدم
غلامم چاکرم لوتی بفرما/همین ها شد همه عشق و امیدم
بدون هیچ حرفی یاسوالی /پیاله هرکسی دادسر کشیدم
ولی افسوس با هرکه نشستم/رفاقت کردم و خیری ندیدم
چشام بارونی و قلبم شکسته /از این دنیا و اهلش دل بریدم
يه تريلي ميخرم تو هم بشو شاگردم نه برا اينكه شيشه جلو رو دستمال بكشي و چاي دستم بدي . . . برا اين كه همش بگيري بخوابي منم به عشقت عقب تريلي بنويسم بوق نزن سالار خوابه .
ممنون بيتا جان
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 6 ساعت و 29 دقيقه قبلخطاب رو بد دادم..ببخشید علی جان...خوب شد متوجه شدی...
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 6 ساعت و 27 دقيقه قبلاشكالي نادره آجي جون . . . همين كه بيادمي برام مهمه
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 6 ساعت و 3 دقيقه قبل