*** عـ ـلـ ـي ***
حال امروز مرا آن سگ مرده ای می فهمد ، که بجای اینکه لاشه اش را از وسط خیابان به کناری بیندازند ، با چرخ ماشین هایشان له تر اش میکنند...
*** عـ ـلـ ـي ***
مسافرترین آدم دنیا هم دست خطی می خواهد که بنویسد برایش:
*** عـ ـلـ ـي ***
چشمانم خیسی میخواهند از زمانی که به رفتنت خشک شدند!
*** عـ ـلـ ـي ***
کاش میدانستی که الان یک شبم "چند روز" طول می کشد...
*** عـ ـلـ ـي ***
لعنت به دردى که با هیچى نمیشه دودش کرد...
*** عـ ـلـ ـي ***
من ، تو ، او ، ما ، شما ، ایشان
*** عـ ـلـ ـي ***
شبهاي اين جا آنقدر دلگير است ك سوت قطارهاي نيمه شب هر آدمي را وسوسه مىكند كه برود و هيچ وقت باز نگردد!!! دغدغه هاي مرا پاياني نيست هرچه اشك گفتم ولبخند نوشتم خواندي و تصور كردي شعري ديگر است!!!
غریب...
13 سال و 11 ماه و 3 روز و 12 ساعت و 23 دقيقه قبلتنها...
بی اهمیت...