محسن65
میدانی چرا می گفتم میخواهم ببینمت یادت نیست به من گفتی من وقتی عاشق می شوم که دوست داشتنش به عمل باشد نه به زبان گفتم چگونه گفتی با لبی از بوسه با دستانی گرم با عاقوشی محتاج من یادت نیست
محسن65
نمیدانم چرا برایم داستان ها هر 8 سال دوباره اتفاق می افتند او دل به ماشینی دوخت و مرا فروخت تو دل به کاری بستی و مرا فروختی چه قیمتی دارد این دل هر چند مدت پایینتر می آید در صورتی که قیمت هر چیز چندین برابر شده است این چند سال
محسن65
اهای کسی که مرا گرگ میخانیش بدان که گرگ در بیشه ما رنگ و بویی ندارد نمیدانم چه می دانی چه گفته است ولی بدان گرگ کسی است که بی انکه صاحب گله بداند می درد گرگ تویی که دریدی هر چه در زندگی داشتم امیدم را عشقم را و چند نقطه تو دریدی با آنکه می دانستی
محسن65
ما بریم آمده بشیم واسه خیرات
محسن65
دانلود آهنگ باران به نام زیادی + تکست
محسن65
حس میکنم همینجور دارم پست تر میشم
محسن65
بهتره که ایگنر بشی تا بخونه اون دروغاتو
محسن65
به من میگفتم چطور آب سرد ریختی تو غیرتت با کس دیگه حرفیدی خوب من اینکار رو که نکردم و کردم تو چی ؟
محسن65
وقتی هی بگی دوستش داری میشی واسش یه چیز عادی و اونجاس که میرسی به حس من
محسن65
وقتی می بینی تو زندگی کسی زیادی هستی خودت باید قبل گفتنش کولبارتو ببندی و بری معادله سختی نیست همین
محسن65
ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺠﺮﯼ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﮕﻢ ﺍﺻﻦ ﺑﺎﻭﺭﺗﻮﻥ ﻧﺸﻪ، ﻣﻦ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ ... ﺁﻗﺎ ﻣﺠﺮﯼ : ﺧُﺐ؟ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺩﻭﺭ : ﺑﺎﻭﺭﺗﻮﻥ ﺷﺪ؟ ! ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺠﺮﯼ : ﺑﻠﻪ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﺷﺪ ! ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺩﻭﺭ : ﭼﯽ ﺟﻮﺭﯼ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﻭﺭﺗﻮﻥ ﺷﺪ ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺠﺮﯼ؟ ! ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﻤﯿﺸﻪ !
محسن65
نترس... شمارتو پاک کردم ديگه صدامو نميشنوي که نتوني تصميم بگيري!!!
محسن65
انگشتم را نخ بسته ام !!! تا به یاد آروم فراموشت کرده ام !!!