مـَــد
برم و کپه مرگمو بذارم ( = نوع جدیدی از خداحافظی )
مـَــد
خیلی وقت ها ترجیح میدم ترسو باشم ؛ تا احمق
مـَــد
من به اندازهی یک ابر دلم میگیرد ، وقتی از پنجره میبینم حوری ، -دختر بالغ همسایه- ، پای کمیابترین نارون روی زمین ، فقه میخواند
مـَــد
حافظ هم انگار این روزا برامون با ورق و قهوه برابری میکنه ، فال و بس!
مـَــد
حالا من کی عاشق شدم که خودم خبر ندارم؟! خدا داند!
مـَــد
فال حافظ گرفتم همین الان ، همین جا. این اومد:
مـَــد
حالا چرا 29 نفر منو دنبال می کنن؟! ینی باحالم؟! حتما باحالم دیگه ، شایدم اونا بیکارن که مزخرفات بنده را مطالعه می فرمایند. به هر حال تشکر ازشون
مـَــد
ملت هم خواب و خوراک ندارن دیگه ، اگه داشتن که الان 195 آنلاین نبود
مـَــد
حتما ندارم دیگه ، اگه داشتم که الان اینجا نبودم