مادیس
کی میتونه جای اسمت توی شعرمن بشینه توی این مرثیه امشب جای اسمت نقطه چینه طرح ساده ی نگات دفترخاطره هات مثل سایه روی خاک افتاده بی توازگریه پرم لحظه هارومیشمرم اسمون بی تو پرازفریاده اسمون بغضتو بشکن اون دیگه برنمیگرده نفسای گرمش امشب همنفس باخاک سرده قاب عکست روبرومه دارم ازنفس می افتم باورم نمیشه امامن برات مرثیه گفتم ... تسليت به تمام مردم آذربايجان
مادیس
دستی ز کرم به شانه ی ما نزدی بالی به هوای دانه ی ما نزدی دیری است دلم چشم براهت دارد ای عشق ٬ سری به خانه ی ما نزدی.
مادیس
عـشق می ورزم و می سـوزم و فـریـادم نـه! / دوست می دارم و می خـواهـم و پـرهـیزم نـیست. / نـور می بـیـنم و می رویـم و می بـالم شـاد ، / شاخه می گـستـرم و بـیـم ز پـائـیـزم نـیست... (مشیری)
مادیس
تو مغازه میگم یه بسته سیگار بده میگه میخوای بکشی؟ پ نه پ میخوام هول بدم!