پــــــــــدرم.. با پاکی قدومــــــش .. صفــــــــــای وجودش.. نجـــــــابت و غـــــــرورش.. گســــــــتره وســـــیع جـــــنت بود.. و من تنهـــــــــا پــــــــــدر می خوانـــدمش..
همه با چاي و خرما افطار مي کنند . . . من با لبخند زيبای تو . . . اين رمضان را خدا بر من ببخشاید . . . که بت پرست شدم . . . ای کاش کیفرش آغوش تو باشد . .
خدا طرف حسابش من بود
از این همه فاجشگی واژه هایم وهم داشت
وقتی تو را در نوشته هایم بوسیدم
وقتی در شب هایم در خیالم به آغوشت کشیدم
خدا
کمی ارام باش
من نه مرتدم که با این واژه هها لقاح میکنم
نه فاحشه
کمی آرام باش
@P A R $ A آنقدر پیش این و آن از خوبی های نداشته اش گفتم که... وقتی سراغش را میگیرند،شرم دارم بگویم تنهایم گذاشت... ارزان تـر از آنچــه فکــرش را بکنی بـــودیــ ؛ امـــا بــرای مــن .. گـــــرانــ تمــام شدیــ! دیر کرده ای ساعت دلهره ام میزان است