همیشه اخرش میگن غر میزنی...اما وقتی کسی رو دوس داری نباید تنهاش بزاری........ادم تواوج خستگی هم میتونه تحمل کنه و کسی ک دوس داری باشه........نبودن های زیادی باعث میشه سرد بشی...بری چون اهمیتی نمیبینی........فقط حرف های همیشگی .........منم مث همیشه خستم........دوس داشتن اینجوری ازارمیده ادمو..........وقتی نیست و توهستی وتنهایی
سلام بابا لنگ دراز...دیروقته مزاحمت شدم...هرشب همینه... بی خوابی وتنهایی لایک زدن های مجازی.........دنیام شده مجازی...انگار نه انگار ک بیدارم...کسی نگران نیس......گاهی وقتها فک میکنم برم...برم ی جا تنها بشم لازم نباشه توضیحی بدم برای تنهایی هام................بابا من خیلی خستم....انگار شبها خوابی نیس کسی هم نیس بگه بخواب.......دلم گرفته...دادهم نمیتونم بزنم..........ببینم بابا تاحالا شده توهم احساس تنهایی کنی چیکارمیکنی باادمهایی ک میگن دوست دارن و مال اونایی اما حتی کمکت نمیکن.....بابا توهم کم میاری؟کی دستاتومیگیره بلندت کنه؟.............بابا من ی چیزی تو رهنم هس بگم؟ک چراهمه میگم دَرک کن میخوان دَرکشون کنی بزاری بخوابن حرف نزنی اروم بشن اما ب تو ک میرسه همه خوابن.....میبینی بابا حتی اسمون هم ستاره نداره بشمارم....مجبورم گوسفندهارو ب بازی بگیرم............ ببخش بیدارت کردم...../دختر بیخوابت کتی/
هر وقت بهت سر زدم حس کردم مزاحمم... حالت خیلی عوض میشد... نمیشد خیلی باهام حرف بزنی یا با هم بمونیم... میدونم... درک میکنم... سرت خیلی شولوغ بود... سرت خیلی شولوغه...
چرا؟چون تو پستهاش مینویسه ازدل نوشت و خودش هیچکدومو ننوشته...جرا؟چون میاد میگه بهم سربزن و تو پستها دیده شده شهرنوشته تابفیه مدیونش بشن....چرا؟رومخ هامو رو مخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
تازه این خوبه ک فضولم هس دنبال مخاطب همه میگرده...الانم ایگنوره