دیدی ای دل غافل زخمت زدند....گفته بودم مردم اینجا بدند....دیدی ای دل ساقه جانت شکست...ان عزیزت عهدو پیمانت شکست.....دیدی ای دل در جهان یک یار نیست.....دیدی حرف من بیجا نبود.....از برای عشق اینجا جانبود.....نوبهار عشق رادیدی چه شد....زندگی را هیچ فهمیدی چه شد.....
یک کلبه ی خراب و کمی پنجره... یک ذره آفتاب و کمی پنجره... ای کاش جای این همه دیوار و سنگ... آیینه بود و آب و کمی پنجره... در این سیاه چال سراسر سوال... چشم و دلی مجاب و کمی پنجره... بویی ز نان و گل به همه می رسید... با برگی از کتاب و کمی پنجره... #موسیقی-سکوت-شب-و-بوی-سیب ... #یک-قطعه-شعر-ناب-و-کمی-پنجره
ینی غمگین تر از منم هست........بازهم میخندم....روزا میگذره فکرم بازم پیش اونه.....مخصوصا پنجشنبه ها...و جمعه ها...فاصلمون از زمین تا اسمون خدا..تو بهشتش......