بالاخره کسی پیدا خواهد شد که بقچهی سلام های ِ در راه ماندهی مرا به تو برساند؛ یادت نرود بقچه را که گشودی هر سلامم را جداگانه ببوس؛ من با هر سلام برایت ،" یک بوسه " فرستاده ام..
می بینی؟! نبودنت را - هرگز نبودنت را - نداشتنت را - هرگز نداشتنت را - آنقدر خوب نوشته ام که اهالی اینجا لب به تحسین گشوده اند... . تو فکر میکنی می شود روزی بودنت را - همیشه بودنت را - داشتنت را - همیشه داشتنت را - آنقدر خوب بنویسم تا باز دوباره تحسینم کنند؟!
اولين باري که عاشقت شدم يادته ؟ من يه کرم سيب بودم و تو يه کرم ابريشم . من به تو قول دادم ديگه هيچوقت سيب نخورم و تو هم قول دادي دور خودت پيله نزني . ولي نمي دونم چي شد که من طاقت نياوردم و فقط يه خورده سيب خوردم . تو هم از غصه دور خودت پيله بستي . ... حالا دومين باره که عاشقت شدم ولي حالا من يه کرم سيبم و تو يه پروانه خوشگل، تو پر زدي و رفتي ، من موندم و سيبايي که جايي براي خورده شدنشون نمونده
اره خداییش اونم مال چند ماه پیش و الان دیدم داره مینویسه ادعا هم میکنه ....واقعا براش متاسفم بخدا منتظرم برم تهران پروزه دارم وگرنه میتینگ امروزو میومدم....حالشومیگرفتم