نمی توانم به تو بگویم دوستت دارم
زیرا به چشم خویشتن دیده ام که این کلمه
چون زنان آوازه خوان سنگ فرش خیابان ها را پی می گیرد
و در میدان های بزرگ شهر چون روسپیان به هوس آلوده
و چون جذامیان از شهرها می رانندش
نمی توانم به تو بگویم دوستت دارم
زیرا شنیده ای که این کلمات در میکده ها
همراه با هذیان مستان به لفظ می آید
هنگامی که سخن دوستت دارم در خیابان های کلام گریزان می گردد
مردم به آن حمله ور و سنگسارش می کنند
و آن گاه به آسایشگاه روانی رهبری اش می کنند
نمی توانم به تو بگویم دوستت دارم
زیرا سخنی که بین لبانم برای نثارت برگرفته ام
پاکیزه و شفاف چون پروانه ای از نور است
و هرگاه که لبانم را ترک کرد به سوی دشت های سکوت پرمی گیرد
نمی توانم به تو بگویم دوستت دارم
زیرا نمی خواهم در پرگرفتن این سخن به سویت، دوستان دشمن
با تعریف ها و بذله گویی شان آلوده اش کنند
نمی توانم به تو بگویم دوستت دارم
اما قادرم دوستت دارم را
به آرامی وقتی تو در خوابی با تمام وجودم بالای پیشانی ات کتابت کنم
تا سرانگشتان رؤیاهایت آن را برگیرند
با آنکه در میکده را باز ببستند - با آنکه سبوی می ما را بشکستند - با آنکه گرفتند ز لب توبه و پیمانه ز دستم - با محتسب شهر بگویید که هشدار ! - هشدار که من مستِ میِ هر شبه هستم...
شعر کتاب #فارسی سال 1400 ای #دنبالر تو بهترین سر آغاز بی پست تو #دنبالر کی کنم باز؟؟؟؟ ای #پست تو #مونس روانم جز #لایک تو نیست در توانم هم #پست های نانموده دانی هم #کامنت نا نوشته خوانی از این #انتظار رهاییم ده با #لایک خود آشناییی ام ده
............یاضامن اهو......امشب درهای رحمت باز است..توبه پذیر است...ببخش برما گناهانی که ناخواسته انجام دادیم وکسانی که مارا ازار دادند....ببخش کسانی راکه نتوانستند اعمالشان را در راه راست هدایت کنند..