✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوال پرسه ای آغاز کردیم در خیال دل بیاد آورد ایام وصال از جدایی چندی می گذشت چندی از عمر رفت و برنگشت دل بیاد آورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را آن نظر بازی آن اسرار را آن دو چشم مست آهو وار را همچو رازی مبهم و سر بسته بود چون من از تکرار، او هم خسته بود آمد و هم آشیان شد با من او هم نشین و هم زبان شد با من او خسته جان بودم که جان شد با من او ناتوان بود و توان شد با من او دامنش شد خوابگاه خستگی این چنین آغاز شد دلبستگی وای از آن شب زنده داری تا سحر وای از آن عمری که با او شد به سر مست او بودم ز دنیا بی خبر دم به دم این عشق میشد بیشتر آمد و در خلوتم دمساز شد گفتگو ها بین ما آغاز شد گفتمش در عشق پا بر جاست دل گر گشایی چشم دل زیباست دل گر تو زورق بان شوی دریاست دل بی تو شام بی فرداست دل دل ز عشق روی تو حیران شده در پی عشق تو سرگردان شده گفت در عشقت وفادارم بدان من تو را بس دوست میدارم بدان شوق وصلت را بسر دارم بدان چون تویی مخمور، خمارم بدان با تو شادی میشود غمهای من با تو زیبا میشود فردای من گفتمش عشقت به دل افزون شده دل ز جادوی رخت...
✔کتــ☾ــے ...
با آمدنت فریبم دادی یا با رفتنت؟ کاش تو را هرگز نمی دیدم تا همیشه سراغت را از فرشتگان می گرفتم تا تلخترین شعرم را هرگز در گوش خدا نمی خواندم کاش تو را هرگز نمی دیدم آن وقت نه بغضی در گلویم بود نه این دلشدگی و نه مشتی شعر
✔کتــ☾ــے ...
کجاي اين جنگل شب پنهون ميشي خورشيدکم پشتِ کدوم سَد سکوت پر ميکشي چکاوکم چرا بمن شک ميکني منکه منم براي تو لبريزم ازعشق تو و سرشارم ازهواي تو دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو * * * گريه نمي کنم نرو، آه نمي کشم بشين حرف نميزنم بمون، بُغض نمي کنم ببين * * * سفرنکن خورشيدکم ترک نکن منو نرو نبودنت مرگ منه راهي اين سفرنشو نزار که عشق منو تو اينجا به آخربرسه بري تو و مرگ من از رفتنه تو سربرسه * * * گريه نمي کنم نرو، آه نمي کشم بشين حرف نميزنم بمون، بُغض نمي کنم ببين * * * نوازشم کن و ببين عشق ميريزه از صدام صدام کن و ببين که باز غنچه ميدن ترانه هام اگرچه من بچشم تو کمم قديمي ام گُمم آتشفشان عشقمو درياي پُزتلاطُمم * * * گريه نمي کنم نرو، آه نمي کشم بشين حرف نميزنم بمون، بُغض نمي کنم ببين/مخاطبم/
✔کتــ☾ــے ...
زندگی آب روان است . روان می گذرد... هرچه تقدیر من و توست . همان می گذرد...