✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
...هرچند لحظه عاريست... ....از صداي زائيدن احساس.... .....و تو يک تن بي روح..... ......بر درم مي کوبي...... ....... بر شبم مي ريزي...... .......رنگ خاکستري بي تاب........ ......... هر چند جاي تو خالي است......... ..........در برم ، روي نقاشي مهتاب.......... . . . . ................. اما ................. , , , , , ... ديدن جاي نگاهت... ....در نگاهي سرد ولي تبدار.... ................تماشاييست !................. ......روياي پريشاني است...... ........که پر از ويراني است....... ........و صدا مي کوبد........ . . . . ....................... که بگويد : ..................... . . . . ...جاي يک حجم سپيد.... ....در برت ، نزد دو چشم بيدار..... ..... اي دريغا ..... ...... خالي خاليست.....
✔کتــ☾ــے ...
خوش به حال این همه که هستند در شعر تو،شعر شما!... خوش به حال آن که لختی با تو،با شماست بد به حال هر که چون من ،بی تو و دور از شماست! بد به حال عشق رکّ و بی ریا بد به او که مانده شد درعقده و،،، پیدا نشد در شعر تو،شعر شما!...
✔کتــ☾ــے ...
وقتی یک متن یا نوشته ای می نویسیم آخرش که می رسیم یا سه تا نقطه می زاریم یا فقط یک نقطه... وقتی سه تا نقطه می زاریم،یعنی اینکه هنوز تموم نشده... یعنی اینکه ادامه داره،ولی نمی دونیم ادامه اش چیه؟... اما وقتی فقط یک نقطه می زاریم،فقط یکی، یعنی اینکه تمومه... یعنی اینکه آخرشه... یعنی اینکه دیگه ادامه نداره... به نظر من زندگی ما آدمها هم مثل یک خط یا یک متنه...
✔کتــ☾ــے ...
خوش به حال این همه که هستند در شعر تو،شعر شما!... خوش به حال آن که لختی با تو،با شماست بد به حال هر که چون من ،بی تو و دور از شماست! بد به حال عشق رکّ و بی ریا بد به او که مانده شد درعقده و،،، پیدا نشد در شعر تو،شعر شما!...