بعضیا رو میشناسم که دلشون صافه، کاری به کسی ندارن، از بس خودشون خوبن ، دیگران رو هم خوب میبینن...واسه همین ممکنه از بعضی پستها ناراحت بشن...عزیز دل من، بزرگوار...نزار پشت خوبیهات سایه ای از تیغ تیز نا آگاهی باشه...فدای دلت بشم...رهگذر
چترها را باید بست ............زیر باران باید رفت فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد........... با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت دوست را،.......... زیر باران باید دید عشق را، زیر باران باید جست ........
حتما اون پول بیشتری به من پرداخت میکنه...میره و سنگی رو به سمت شیشه منزل حاکم پرتاب میکنه و شیشه میشکنه میریزه رو سر پسر حاکم...پسر رو دستگیر میکنن و اسیر خشم حاکم میشه و گردنش رو به تیغ جلاد میسپارن
دوست عزیزم، دنبالری عزیز...خدا جای حق نشسته...بجای اینکه درگیر نکبت آدمها بشی ، پول خونشون رو پرداخت کن...یه جایی ، گیر یه آدمایی میفتن که حسابی از خجالتشون در میان.کسایی مثل خودشون.