دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

نیما صابری
نیما صابری

لااقل از رضایتی که حالا توی چشمانت هست خوشحالم!

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرفال
امیرفال

عامو چشاتو درویش کن . . . / این که میبینی چشاش ، گاز میگیره . . . !

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرفال
امیرفال

موهات . . . یعنی آیه آیه ی ِ خدا / به آیه آیه ی خدا قسم که تمام ِ من خلاصه میشود در / . . . موهات

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیرفال
امیرفال

می فروشم تمام ِ لبخندهایش را / . . .یکجا چند ؟ !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
یک آقایِ مثلا نویسنده
یک آقایِ مثلا نویسنده

همیشه می کنم٬ با چه افتخاری می کنم . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
...V_
...V_

از وقتی ، من دارم لای فیلتــِـرا میخوابــم..

این ارسال را بازنشر کرده است.
نیما صابری
نیما صابری

دوست دارم بگویم: من همچون پدرم هستم! اما اینکه چقدر حقیقت دارد، نمی‌دانم! چه خوب، چه بد - هرچه هست - دوست دارم پدرم باشم، همچون او، که الگو یا یک شخصیتِ اجتماعی نیست، اما پدر است، پدر ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
نیما صابری
نیما صابری

سیاست به وضوح کثیفه! خصوصاً سیاستِ پشت‎بندِ بعضی رفاقت‌ها ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
چه سخته
چه سخته

سخته نفس کشیدن... وقتی هوای تو هم سمی بود... رهگذر

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر  (رهگذر)
امیر (رهگذر)

از اینجا رانده...از آنجا مانده... حکایت هر رشته از افکارم که نهیبی ناسزا گونه را... همچون شرنگی بر نزار جانم میریزد...رهگذر

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرفال
امیرفال

شانه هایت ، بوی ِ مردانگی میدهند / مردانه بمان بانویِ افسرده ی ِ من . . . !

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرفال
امیرفال

هذیون نگو . . . تب داری بانو : ) درمونت دستای ِ منه : ))

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر  (رهگذر)
امیر (رهگذر)

مدت زیادیه که...طعم رو...نمیدونم...رهگذر

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر  (رهگذر)
امیر (رهگذر)

دیروز دوستی گفت بی تفاوتی...نتوانستم بگویم یک روز روشن را تجربه نکردم...نتوانستم بگویم شبها با چراغ روشن میخوابم... رهگذر

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر  (رهگذر)
حلزون.jpg امیر (رهگذر)

همه ات را...این بار سنگین را به دوش میکشی...گاهی سر به دوش بی جان_ بی تکلیفی میگذاری...اورا هم به دوش میکشی کنار خاطراتت.. رهگذر

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.